فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٥
مىكرد. هنگامى كه زنان، اسب تو را در آن حال پريشان يافتند و زين آن را عارى از تو ديدند، از خيمهها بيرون ريختند در حالى كه موى خود را پريشان كرده، با دست بر صورتشان مىزدند، روبندهاشان افتاده بود و صداى واويلاشان بلند بود. بعد از عزت به ذلت افتادند و به سوى مقتل تو مىدويدند، درحالى كه شمر روى سينهات نشسته بود....»
اين قسمت از روايت شريف، جزع فاطميات را خبر داده كه همراه با تأييد و تقرير است. همان گونه كه بسيارى از بزرگان كه به اين روايت استناد كردهاند اين گونه گفتهاند. ولى نويسنده مقاله به رغم اين كه در صفحه ١٩٩ ادعا كرده امام(ع) در اين روايت «غير از گريستن نوع ديگرى را ياد آور نمىشود»، در صفحه ٢٠٧ اين فقره را آورده و در رد دلالت آن بر جواز لطم و مانند آن چند نكته را بيان كرده است كه نقد به آنها به اختصار اشاره مىكنيم:
نقد نكته اول:
در مقاله آمده است:
«اوّلاً نقل حوادث عاشورا توسط امام معصوم(ع) در زيارت ناحيه مقدسه دليل تأييد آن حوادث نيست.....»(صفحه ٢٠٩).
در حالى كه امام عصر(ارواحنا فداه) در زيارت ناحيه مقدسه به عنوان يك راوى كه صرفاً از وقايع عاشورا خبر دهد عمل نكرده، بلكه سراسر زيارت ابراز حبّ و بغض است. حضرت، عملكرد اهل بيت(ع) و دشمنان آنها را بيان فرموده است ولى در مورد اوّل به بيان حقانيت و مظلوميت اهل بيت(ع)، همراه با اظهار ارادت و محبت پرداخته و در مورد دشمنان به بيان بطلان و ظلم آنان همراه با اظهار انزجار و بغض از اعمال آنان، پرداخته است.
لذا با دقت در سياق عبارات، مىتوان دريافت كه نقل جزع فاطميات همراه با تأييد است. علاوه اين كه روايت خالد بن سدير از امام صادق(ع) -كه قبل از زيارت نقل شد- به صراحت عمل فاطميات را تأييد كرده و فرموده: