فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - تنجيم و ستارهشناسى آیة الله سيد محسن خرازى
احمد بن محمد بن طلحه، جلودى بصرى، محمد بن ابى عمير، محمد بن مسعود عياشى، فضل بن ابى سهل ـ كه مأمون را از خطاى منجمين در ساعتى كه براى ولايت امام رضا(ع) انتخاب كرده بودند، آگاه كرد ولى مأمون او را منع كرده و از گفتن به ديگران بازداشت. فضل فهميد كه اين كار مأمون از روى عمد است ـ از نجوم آگاه بودند و چيزهايى از آنان مىدانيم كه يقيناً نمىتوان گفت ـ چنان كه سيد مرتضى پنداشته ـ اتفاقى بوده است. (٦٦)
سيد بن طاووس ـ بنابر آنچه از ايشان نقل شده ـ فراگيرى و آموزش و نگريستن در نجوم را جايز شمردهاند البته با اين اعتقاد كه حركات ستارگان، اغلب نشانهها و علامت هايى هستند از حوادثى كه اتفاق مىافتد. اما اين اعتقاد بايد به گونهاى باشد كه با علم و حكمت و قدرت خداوند بر تغيير حوادث منافات نداشته باشد. (٦٧)
٣. آيا حكم رمل و فال و كارهايى از اين قبيل مثل تنجيم است؟
صاحب جواهر مىگويد: «همچنين حكم رمل و فال و غير آنها از علومى كه از اسرار و غيبهاى عالم پرده بر مىدارند، نيز چنين است ؛ يعنى اعتقاد به مطابقت كامل حوادث با اين پيشگويىها حرام است والاّ جايز است. رسول اكرم(ص) فال نيك زدن را بسيار دوست مىداشت و از گمان و فال بد زدن دورى مىجستند. از ائمه اهل بيت(ع) امور فراوانى مثل استخاره و بعضى از حسابها و غير آنها وارد شده كه در راه كشف بسيارى از امور غيبى از آنها استفاده مىشود، البته نه بر وجه يقين. شايد همه اينها از فضل خدا بر بندگان و وسيله هدايت آنان است، مانند آنچه در باره «رُقى» ـ كمك از قواى فوق طبيعى ـ آمده است كه قَدَر را دفع مىكند و گفتهاند خود اين بخشى از قدر است. اين باب گستردهاى است كه جاى طرح آن
(٦٦) همان، ص ١٠٦ و ١٠٧.
(٦٧) مرآة العقول، ج٢٦، ص٤٦١.