فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤١ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
فراوانىكه تعداد آنها به بيش از سى مىرسد، آگاه شود، عذرى نخواهد داشت. بنابراين اگر رواياتى كه نشان دهنده لزوم مسحند، متواتر نباشند، دست كم بايد بگوييم كه مستفيضند.
علاوه بر اين، قرآن مسح را تأييد مىكند. بنابراين چارهاى از پذيرفتن روايات موافق قرآن و تأويل روايات حاكى از لزوم شستن پاها، نداريم، مثلاً مىتوان گفت: درمدتى وظيفه مسلمانان شستن پاها بوده است؛ اما اين حكم با آيه وضو نسخ شد.
اسامى صحابه و تابعين برجسته قائلان به مسح
پيش از اين رواياتى از اعلام صحابه و تابعين كه حاكى از لزوم مسح در وضو بود به نقل از صحاح و مسانيد روايى، ذكر كرديم. اينك نام و جايگاه هريك از اين صحابه و تابعين را در نقل حديث، با اشاره مختصرى به شرح حالشان نقل مىكنيم تا خواننده آگاه شود كه معتقدان به مسح، بزرگان صحابه و تابعين و برجستگان ثقات بودهاند:
١. امام على بن ابى طالب (ع) كه در اين باره فرمود: اگر دين و احكام آن با رأى و نظر انسانها بود، زير پاها سزاوارتر به مسح مىبود تا روى آنها؛ اما من ديدم كه رسول خدا (ص) روى پاها را مسح مىكرد. (حديث٦)
٢. امام باقر (ع) ، محمد بن على بن الحسين، سرور بنى هاشم در زمان خود و مشهور به باقر يعنى شكافنده علوم. (١) (حديث٢١)
٣. بسر بن سعيد، امام اهل مدينه، مولاى بنى حضرم، از عثمان بن عفان حديث كرده است و يحيى بن معين و نسايى او را توثيق كردهاند. محمد بن سعد گفته است: «وى از عابدان و زاهدان بريده از دنيا بود. احاديث بسيارى از وى نقل شده است» (٢) . (حديث ١)
(١) تذكرة الحفاظ، ج١، ص١٢٤؛ تهذيب التهذيب، ج٩، ص٣٥٠؛ حلية الاولياء، ج٣، ص١٨٠؛ شذرات الذهب، ج١، ص١٤٩؛ ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج١، ص١٤٩.
(٢) ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج٤، ص٥٩٤.