فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
قرآن حكم مسح روى كفشها را نسخ كرده است. همانا سوره مائده [كه در آن به مسح بر پاها امر شده] دو ماه قبل از رحلت پيامبر (ص) نازل شده است.» (١)
با توجه به مطالب گذشته، روايات مخالف با قرآن را بايد بر منسوخ بودنشان به واسطه قرآن، حمل كرد و يا بايد آنها را به كنار نهاد.
ريشه اختلاف
حال كه دانسته شد آغاز اختلاف در زمينه مسح يا شستن پاها در دوره خلافت خليفه سوم بوده است، اينك اين پرسش مطرح مىشود كه چه چيزى سبب شد حدود بيست سال پس از رحلت رسول اكرم (ص) در اين زمينه اختلاف ايجاد شود؟
در پاسخ به اين پرسش احتمالاتى وجود دارد كه آنها را ذكر مىكنيم:
١. اختلاف قرائت
ممكن است تصوّر شود ريشه اختلاف در آن دوره، اختلاف قرائت بوده است؛ به اين معنا كه قرّاء در اِعراب كلمه «أرجلكم» در آيه {فامسحوا برؤوسكم و أرجلكم} اختلاف داشتند. گروهى كلمه «أرجلكم» را عطف بر «برؤوسكم» گرفتند و در نتيجه آن را «ارجلِكم» به كسر «لام» قرائت كردند كه مطابق اين قرائت، مسح بر پاها واجب مىشود. اما گروهى كلمه «أرجلكم» را عطف بر «وجوهكم» در جمله {فاغسلوا وجوهكم و أيديكم} قلمداد كردند و در نتيجه آن را «أرجُلَكم» به فتح «لام» قرائت كردند كه مطابق اين قرائت، شستن پاها واجب مىشود. اما اين احتمال قطعاً باطل است؛ زيرا اگر يك عرب اصيل آيه مزبور را بدون هر گونه پيش داورى بخواند، به جز عطف «أرجلكم» بر «برؤوسكم» به چيز ديگرى راضى نخواهد شد؛ خواه كلمه «أرجلكم» را با جرّ بخواند يا با نصب، هرگز به فكرش نمىرسد كه اين كلمه بر «وجوهكم» عطف شده باشد تا در نتيجه، منشأ اختلاف در مسح يا شستن پاها باشد.
بنابراين اگر كسى خواهان تفسير آيه و فهم مدلول آن باشد، كافى است خودش را در
(١) همان.