فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢ - كاوشى در مجازات محارب و مفسد فى الارض محمد مؤمن قمی
سپس انواع كسانى را كه سلطان با آنها به جنگ بر مىخيزد، ذكر نموده، مىنويسد:
اگر از دسته محاربين باشند ـ و آنها كسانى هستند كه به قصد راهزنى و نا امن كردن راهها و كوشش براى فساد در زمين، از «دارالأمن» بيرون آمده باشند ـ زمامدار مسلمين يا هر كسى كه صلاحيت داشته باشد بايد آنها را به بازگشت به «دارالامن» دعوت كند و آنها را بترساند كه در صورت محاربه، حكم خداوند را در مورد آنها اجرا خواهد كرد. پس اگرتوبه كرده و سلاح را بر زمين گذاشتند و به دارالامن بازگشتند نمىتوان آنها را مجازات كرد و الاّ بايد قواى اسلام ـ يعنى هركس كه توانايى جنگ داشته باشد ـ به آنها حمله كند و زمانى كه برآنها چيره گشت، خونشان هدر است و كشتگان مسلمانان به دست آنها شهيد محسوب مىشوند.
اما محاربان اسير، اگر در هنگام محاربه فقط مرتكب قتل شدهاند و مال كسى را نگرفتهاند، حاكم اسلامى بايد آنها را بكشد. اگر علاوه بر قتل، مرتكب غارت اموال نيز شدهاند، حاكم بايد آنها را پس از كشتن به دار نيز بياويزد. و اگر فقط غارت كرده بودند، حاكم بايد يك دست و يك پاى آنها را از چپ و راست قطع كند. و اگر نه مرتكب قتل شده و نه غارت كرده باشند، بايد آنها را زندانى يا به شهر ديگر تبعيد نمايد تا مؤمن شوند و يا اگر صلاح بداند از آنها درگذرد.» (١٩)
طبرسى در تفسير مجمع البيان، ذيل آيه شريفه محاربه بيان مىكند كه در شأن نزول آيه اختلاف است و چهار نظريه را از اهل سنّت نقل مىكند كه چهارمين آن چنين است كه:
آيه در مورد راهزنان نازل شده؛ اين نظر از بيشتر مفسرين نقل گرديده و اكثريت فقها نيز برآنند. سپس در معناى آيه مىگويد:
{إنَّمَا جَزَآءء الَّذِينَ يُحَارَبُونَ اللّهَ...} مائده، آيه٣٣ يعنى با اولياء خداوند
(١٩) الكافي في الفقه:٢٤٦ ـ ٢٥٢.