فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦ - كنترل جمعيت* حسين نورى همدانى
بعداً به تدريج به وجود بيايد، به وجود خواهد آمد. بنابراين اگر كسى عزل كرد دليل آن است كه در عالم ذر وجود نداشته و جزء آن افراد نبوده پس هر كجا كه عزل شد اشكال ندارد چون در عالم ذر نبوده است ولى آن جا كه عزل نشده در آن جا وجود داشته و به وجود مىآيد.
اين اشاره به يك مسئله تكوينى است. امام سجاد(ع) مىفرمايد: هر كسى كه خداوند از او در عالم ذر پيمان گرفت بايد به دنيا بيايد اگر چه زير سنگ سختى باشد. اين يك جريان تكوينى است. كسى كه آن جا بوده از دايره عزل خارج است و كسانى كه عزل به آنها تعلق مىگيرد كسانى هستند كه در عالم ذر حضور نداشتهاند.
علامه طباطبايى(ره) در تفسير الميزان درباره عالم ذر بحث كرده است. (٢٠) در مجمع البيان، شيخ طبرسى چند ايراد به نظريه عالم ذر وارد مىكند و علامه طباطبايى آن ايرادات را جواب مىدهد. ايشان معتقد است كه {وَ إذْ أَخَذَ رَبّءكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذريتهم} يعنى خدا از پشت آدم تمام ذريه آدم را به وجود آورده و از آنها شهادت گرفته يعنى واقعياتى را به آنان نشان داده كه خدا و آثار قدرت خدا و خلقت خودشان را در آن صحنه ديدند و لمس كردند بعد خداوند گفت: {ألسْتُ بِرَبًّكُمْ قَالُوا بَلى.} تا وقتى به اين عالم مىآيند نگويند ما غافل بوديم.
ما بر اساس فطرت خدايى، قدرت و وحدانيت خدا و مخلوق بودن خودمان را درك كرديم يعنى همه ما در عالمى به توحيد اقرار كرديم. علامه طباطبايى مىفرمايد: اين آيه از دقيقترين آيات قرآنى از لحاظ معنى و از عجيبترين آيات از لحاظ نظم است. ايشان مىگويد: ذر يعنى مورچه، نه از جهت اين كه ريز بودهاند بلكه از بس زياد بودهاند. ايشان روايات زيادى را ذكر كرده كه سخن گفتن خدا حقيقى بوده تنها توحيد نبود بلكه نبوت، معاد و تمام فطريات بشر بود كه افراد به آنها اقرار كردند.
روايت سوم را صاحب جواهر و آيت اللّه حكيم، صاحب المستمسك به عنوان دليل جواز عزل ذكر كردهاند ولى اين روايت دلالت بر جواز ندارند. امام سجاد واقعيتى را مىخواهند بگويند كه عزل تعلق پيدا مىكند به كسانى كه آن جا نبودهاند وگرنه كسانى كه آن جا بودهاند بالاخره بايد به دنيا بيايند. اين دليل بر جواز عزل نيست.
(٢٠) تفسير الميزان، ج ٨، ص ٣٢٦ ـ ٣٢٠.