فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٠
آن (٤٩) ، با آن كه فريضه مزبوره به خصوص امام معصوم مسلّم است، عدول از حكم ثقلين نمودن ـ كه قرآن مجيد و عترت پيغمبراند ـ به سوى شبهات جايز الخطا، معلوم است كه چه صورت دارد. و ظاهر كريمه: {حُمِّلوا التّوراة ثُمَّ لَمْ يَحْمِلوُها} عبارت اُخراى {اوتوا علم التّوراة و كلّفوا العمل بما فيها ثم لم يعلموا بها} است (٥٠) و اين اشاره است به اين كه جماعت مؤمنين هم هرگاه مكلّف شدند به احكام و عمل به مضامين آن، و ياد داده شوند علم و فهم اوامر و نواهى او را، و به مجرّد شبهات و احتمالات جمعى جايزالخطا، مرتكب خلاف ظواهر آن شوند، و تخصيصات و تأويلات نمايند، بدون حجتى و بيّنه [ اى] از شارع، بلكه به مجرد تقليد جماعتى جايز الخطا، هيچ منتفع نشوند به كلام خدا، چنان كه «حمار» منتفع نمى شود به «أسفار» يعنى به كتاب ها [ يى] كه بردارد.
(٤٩) مراد رخصت در ترك افراد عادى، غير از آنچه در روايات استثنا شدهاند؛ همانند زن، كودك،برده،مسافر، ديوانه ، زمين گير و پير فرتوت. ر.ك: وسايل، ج ٧، ص ٢٩٥، باب صلاة جمعه، حديث ١، عبارت چنين است: «... و وضعها عن تسعة: عن الصغير و الكبير و المجنون و المسافر و العبد و المرأة و المريض و الاعمى و من كان على رأس فرسخين».
(٥٠) ر.ك: تفسير قمى، ج٢،ص ٣٦٦ ؛ تبيان، شيخ طوسى، ج ١٠، ص٥؛ مجمع البيان، طبرسى، ج ١٠، ص٨؛ تفسير الميزان، ج١٩، ص ٢٦٦؛ طرائف، سيد ابن طاووس، ص ٣٣٨.
(٥١) در حقيقت آرزوى اولياى خدا رضاى خداوند مىباشد؛ چنان كه در ادعيه ائمه هُدى(ع) آمده است: «رضاً برضاك، لا معبود سواك»، نه اين كه حتماً مرگ را از خداوند بخواهند، البته از ظاهر آيه برمى آيد كه خداوند خطاب به يهود مىفرمايد: «اگر شما از بين مردم فقط خود را اولياءاللّه مىدانيد، پس آرزوى مرگ كنيد [ و از اموال و اعراض دنيوى چشمپوشى كنيد ].»
(٥٢) مضمون اين مطلب در آيه كريمه: