و در آيه چهارم: {ذلِكَ فَضْلُ اللّه يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّه ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ} اشاره است به اين كه رسالت و امامت و هدايت خلق به تلاوت قرآن و تعليم كتاب و حكمت، فضل خدا است، موفّق مى سازد به آن هر كه را بخواهد، پس خوش به حال آن كه متابعت و تأسّى نمايد به ايشان.
و در [ آيه] پنجم: {مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذبُوا بِآيَاتِ اللّه وَاللّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظالِمِينَ} كه اظهر آيات است به حسب اشاره و اعجاز. و توضيح اين بيان، به اين وجه عيان مىشود به تمهيد چند مقدمه:
أوّل: آن كه معلوم است كه غرض از آياتى كه مشتمل بر قصص و اخبار و حكايت امم سابقه است، مجرّد قصه خوانى نيست، بلكه غرض موعظه و نصيحت و تنبيه براى مردمان است بر قباحت آنچه امم سابقه كرده اند، و تحذير مخاطبين كه مبادا شما نيز كارى كنيد كه مثل كار ايشان باشد، به طريق مَثَلى كه مشهور است در ميان عرب: «ايّاكِ أعني و اسمعي يا جارة»، و در ميان عجم مشهور است:«دَر بگو ديوار بشنو» خصوص در اين آيه كه لفظ «مَثَل» مذكور شده است.
مقدمه ثانيه: تكذيب آيات بر دو قسم است: اوّل: آن كه به دروغ نسبت دهد آيات را به آن كه: اين كلام خدا نيست. دوّم: آن كه به دروغ نسبت دهد معنى مقصود از آن را، يعنى تصديق نكند معنى مقصود آن را.
و قسم اوّل مخصوص كفّار است و قسم ثانى در مسلمانان بسيار است كه تكذيب دلالت آيه [ اى] از آيات بر مقصود الهى مىنمايند، و مذمّت در اين آيه هر دو قسم را شامل است و اطلاق «ظالم» بر هر دو قسم شده است.
پس هر كه در صدد تأويل آيات و روايات دالّه بر فريضه [ اى] از فرايض بوده باشد، به حيثيّتى كه مشتبه گرداند بر مردمان مقصود خدا را و حق را به باطل ممزوج كند و مردم را از عبادت مزبوره محروم گرداند، ظالم باشد.
پس در نماز فريضه جمعه، هرگاه شارع آيات و اخبار متضمّنه وجوب اقامه فريضه مزبوره [ را] نصب كرده باشند و جمعى تأويل نمايند، تا آن كه همه را به اعتقاد خود از