سوم: در كتابهاى فقهى در موارد زيادى، عناوين احترام و تعظيم و هتك حرمت به عنوان علّت يا حكمت برخى از احكام ذكر شده است؛ مانند حرمت استقبال و استدبار قبله هنگام تخلّى، وجوب ازاله نجاست از مسجد و ... كه در اين موارد از باب: «العلّة تعمّم» مىتوان به يك قانون و قاعده كلّى دست يافت.
چهارم: طلاب محترم در كتب درسى فقهى مانند شرح لمعه واژگانى همچون نفس محترم، مال محترم، عمل محترم و مانند آن را زياد شنيدهاند و بيشتر آنها معناى اين كلمه را كما هو حقّه نمىدانند و اين نوشتار كمكى براى آنان در درك معناى اين كلمه است.
پنجم: مدرك قاعده احترام: بر اين قاعده به ادلّه اربعه تمسك شده است مانند روايات زير:
«لا يحلّ لمؤمنٍ مال أخيه إلا عن طيب نفسٍ منه».
«حرمة مال المسلم كحرمة دمه».
«لا يصلح ذهاب حق أحد».
به طور كلّى اشياى داراى احترام به چهار قسم تقسيم مىشوند: انسان، حيوان، گياه و جماد.
احترام در انسان
انسانها از جهت احترام و عدم احترام و چگونگى آن دو دستهاند:
الف) برخى داراى احترام ذاتى و بالاصاله مىباشند و آن مسلمان مؤمن است.
ب) برخى انسانها داراى احترام عَرَضى مىباشند؛ و آن شامل برخى از كافران مىشود كه در سايه عقد ذمّه يا امان يا هدنه (آتش بس) براى آنها ثابت مىشود.
مانند اين موارد: جواهر، ج ٢٩، ص ٣٥٩ و ج ٤١، ص ٣٤٤ و ج ٢٠، ص ٢٧٨ و ٣٩٣ و ج ٣، ص ٢٣ و ج ٦، ص ٩٦ و ج ٨، ص ٣٤٠ و ج ١٤، ص ٨٧ ؛ حدائق، ج ١٥، ص ٢٣٠ و ٣٩٣.
وسايل، ج٥، ص١٢٠، باب ٣ از ابواب احكام مصلى.
وسايل، ج٥، باب ٣ از ابواب قصاص در نفس، ح٣.
وسايل، ج٥، باب ٤٠ از ابواب شهادات، ح ١ و٤.
جواهر، ج ٢١، ص ٨١ و ٢٧٧ و ج ٤، ص ٨٢ ؛ حدائق، ج ١٩، ص ٢٦٤.