فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٠ - مأخذشناسى تاريخ علم اصول مهدى علىپور
تغيير و تحوّل در اين ساختارها و كيفيّت رشد آن و به تبع،با مسايلى كه به طور كلّى در اين علم مطرح مىشد، آشنا گشت.
٤. پژوهش تاريخى در مسائل علم اصول
اين كار تاريخى ،پيچيدهترين و پروقتترين امّا سودمندترين شكل كار تاريخى در يك علم است. در واقع مراحل قبلى مقدمه و زمينه ساز اين قسم از پژوهش تاريخى مىباشند. در اين مرحله به سير پيدايش يك مسأله، علل و عوامل پيدايش آن، تحليل چگونگى تكامل و رشد مسأله، تبيين و تقريرات مختلفى كه در طول تاريخ پشت سر گذاشته، مثبتين و منكرين آن و بررسى ادلّه آنان، انحراف و عدم انحراف از موضوع مورد نظر در آن و... پرداخته مىشود. به معناى دقيقتر عبارت است از: پژوهش، توصيف و تحليل مسائل علم در بسرت تاريخ. و با نگاه تاريخى مىتوان گفت: مطمئنترين روش براى پژوهش علمى و نيل به نتايج محكمتر روش تاريخ محور در آن است.
بى ترديد پيدايش رسمى دانشى به نام «تاريخ اصول» از نيم قرن تجاوز نمىكند. تنها در همين چند دهه اخير بحث تاريخ اصول و پژوهش در سير تحوّل آن به عنوان مسألهاى مهم و دانشى كه بايد به آن پرداخت، رسماً مورد توجه محققان اصولى قرار گرفت.
محققان اهل سنّت، شايد اندكى پيشتر از اصوليان شيعه به اين امر پرداختند و نوشتههاى مختصر و مفصّلى دراين زمينه تأليف كردند. از اين ميان مىتوان به استاد محمد ابوزهره (م١٣٩٥ق) و دكتر شعبان اسماعيل (ت١٣٥٩ق) ـ دو تن از اساتيد برجسته اصول و فقه در دانشگاه الازهر و ديگر دانشگاههاى مصرـ اشاره كرد. (٤)
(٤) استاد محمد ابوزهره تحقيقات بسيار گرانبهايى در رشتههاى مختلف علوم اسلامى از جمله اصول فقه دارد. وى در مقدمه كتاب «اصول فقه» خود بحثهايى درباره تاريخ اصول بيان داشته است.