فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - مأخذشناسى تاريخ علم اصول مهدى علىپور
در علم جلوگيرى مىكند.
ـ امكان نگاه كلّى و جمعى را به محقق مىدهد و زمينه ساختارمندى و يك دست بودن مباحث را برايش فراهم مىسازد و او را از موضوع محورى كه از آفات اساسى عدم پژوهشهاى تاريخى است و اغلب موجب بى انسجامى و ناهماهنگى و گاه تناقض گويى در ديدگاههاى يك محقق در مباحث گوناگون مىشود، مصون نگاه مىدارد.
ـ طرح بسيارى از پرسشهاى اساسى، ديدگاههاى تازه و راهگشا و جرقههاى علمىِ تحول ساز براى يك انديشمند در گروِ مطالعات و پژوهشهاى تاريخى در علم است.
پژوهش تاريخى در واقع به مثابه تلنگرهايى است كه به ذهن محقق وارد مىآيد و او را به نقطههاى جديد و نكتههاى بديع و بنياد ساز رهنمون مىشود. مثلا در تحقيق تاريخى نسبت به متكلمان اسلامى و اصوليان متكلم مشرب وقتى به نزاع دامنه دار عقل گرايى و نص گرايى بر مىخوريم كه يكى به عقل تنها و ديگرى به وحى تنها دلخوش مىدارد. بسيار ساده است كه انديشه و ديدگاه عقلِ در خدمت وحى و عقلِ تابع نص بهعنوان يك نظرگاه بديل در كنار دو نظريه پيشين مطرح شود و مسير حركت علم را كاملا دگرگون سازد.
بارى، بسيارى از دغدغهها و درگيريهاى ذهنى با مطالعات تاريخى پديدار مىشود كه بدون اين گونه مطالعات اگر چه امكان آن ـ به روشهاى ديگرى چون طرح و عرضه پرسشهايى از سوى خود انديشمند يا از سوى فرد ديگرى براى او ـ وجود دارد اما بسيار اندك است. به هر حال با خواندن تاريخ علم و داشتن نگاه و نگرش تاريخى به مسائل و مبارزات علمى و نزاعهاى پردامنه محققان، ذهن انديشمند، پرسشگر مىشود و به سمت طرحهايى نو و تازه سوق پيدا مىكند (٣) .
(٣) در مقابل، ديدگاه ديگرى وجود دارد كه مىگويد: تاريخ يك علم در پژوهشهاى علمى و رسيدن به ديدگاه صواب و دور شدن از نظرگاه خطا، تأثيرى ندارد. باورمندان به اين ديدگاه بر آنند كه امروزه مثلا وقتى سخن از رياضيات مىگوييم مقطع كنونى آن را در نظر مىگيريم بقيهاش تاريخ رياضيات است يا زمانى كه سخن از علم اصول مىگوييم مراد اصولى است كه دست ماست؛ يعنى