فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤
جماعات به تشكيك مشكّكين متروكست، مردمان، جاهل مىباشند به احكام شرعى و مرتكب محرمات مىشوند، بلكه جاهل به تحريم محرّمات و وجوب واجبات مىباشند؛ چه بر خود واجب نمىدانند در هيچ وقتى از اوقات رفتن به استماع خطبه كه ذكر خدا است، كه دل كور مىشود در اوان واجبات و محرمات خدايى، و از اين آيه ظاهر مىشود كه در هر عصرى از اعصار و قريه [ اى] از قُرى، هر گاه احدى بوده باشد كه امر به معروف و نهى از منكر نمايد و تلاوت كلام وبيان احاديث ائمه(ع) تواند نمود، و اگر موصوف به اين صفات متعدّد بوده باشند آن كه افضل و اكمل و اقرأ بوده باشد، بايد متصدّى اين امر شود و بر ديگران واجب است اجتماع بر او و استماع كلام از او بكنند و چون دوام و استمرار اين معنى متعذّر يا متعسّر است، لاأقل در هر هفته يك روز معين شده است كه آن روز جمعه است، كه مردمان اقدام به آن معنى در آن روز بكنند، و اگر در چند جمعه ترك اين نمايند و ذاكر و متذكّرى به هم نرسد، كه ذكر خدا نمايد، و از معاصى مردمان را حذر فرمايد و بر خود واجب ندانند فارغ ساختن خود را به امور مذكوره، رفته رفته واجبات شرعيه را فراموش مىكنند و محرّمات دينيه در نظر ايشان حلال مىشود چنان كه مشاهَد است كه در اكثر قُرى نماز صحيح شان چون عنقاء (٣٢) ناياب است، و چون زنا و سرقت و لواط و خوردن ربا و مال مردم و سنگ كم فروختن و مطلق (٣٣) ، بىحساب واقع است و تكرار و تعدّد اين گناهان موجب سياهى دلها مىشود، تا آن كه به جايى مى رسد كه باطل در نظر ايشان حق مى نمايد و حق در نظر ايشان باطل مىنمايد؛ به جهت آن كه ذاكرى و مذكّرى ندارند و اگر باشد بر خود واجب نمىدانند كه حاضر شوند نزد او؛ لهذا در چند حديث واقع شده: «من تركها ثلاث جمعات متوالية طبع اللّه على قلبه» (٣٤) ، بنابر اين كه جمله «طبع
(٣٢) «عنقاء» نام حيوانى تخيّلى است كه در آن صفت چند حيوان مختلف از چرنده و پرنده جمع شده باشد.
(٣٣) مراد فروختن اجناس را به گزاف و بدون وزن، كيل يا عدد.
(٣٤) ر.ك: وسائل الشيعه، ج ٧، ص ٢٩٩، باب اوّل از ابواب صلاة جمعه، حديث ١٥، و در حديثى از امام باقر(ع) است: «من ترك الجمعة ثلاث جمع متوالية طبع اللّه على قلبه».