فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - نكتهها(١) رضا مختارى
لوغاب الزوج، فإن خرج حال حيضها، لم يجز طلاقها إلا بعد مضى مدّةٍ قطع بانقطاع ذلك الحيض، أو كانت ذات العادة و مضت عادتها. فإن طلّقها بعد ذلك فى زمان لم يعلم بكونها حائضاً فى ذلك الزمان، صحّ طلاقها و إنْ تبيّن و قوعه في حال الحيض . (١٢)
در زمان حيات حضرت امام خمينى ـقدس سرهـ اين مسأله اتفاق افتاد؛ يعنى مردى همسرش را پس از گذشت زمان عادت ـ بدون علم به حائض بودن وى در آن زمان، ولى با تمكّن از استعلام حال زن ـ طلاق داد و سپس معلوم شد طلاق در حال حيض واقع شده است. دو تن از شاگردان معروف حضرت امام با استناد به اين مسأله گفتند: طلاق صحيح است؛ چون اين مسأله مىگويد «صحّ طلاقها و إنْ تبيّن و قوعه في حال الحيض»؛ ولى يكى از فقهاى معاصر (١٣) با استناد به تحرير الوسيله فرمود: اين طلاق باطل است؛ زيرا در مسأله قبل از اين مسأله، يعنى مسأله ١١ در تحرير آمده است:
و لو كان غائباً يصحّ طلاقها و إنْ وقع في حال الحيض؛ لكن إذا لم يَعْلم حالها من حيث الطُهر و الحيض و تعذّر أو تعسّر عليه اسْتعلامها. فلو علم أنّها فى حال الحيض ـو لو من جهة علمه لعادتها الوقتية على الاظهر ـ أو تمكن من استعلامها و طلّقها فتبيّن و قوعه في حال الحيض بطل. (١٤)
مفاد مسأله ١١ اين است كه با تمكّن از استعلام حال زن، اگر طلاق در حال حيض واقع شود، باطل است. وى افزود: بايد مسأله ١١ را طورى معنا كنيم كه با مسأله ١٢ تنافى نداشته باشد و مقتضاى جمع بين اين دو مسأله، بطلان طلاق مذكور است.
چون مسأله محلّ ابتلا بود، از حضرت امامـقدس سرهـ استفتاء شد و ايشان نظر ياد شده را تأييد فرمود و نظر دو شاگرد معروف خود را مردود دانست.
(١٢) تحرير الوسيله، ج٢،ص ٣١١، القول في شروطه، مسأله ١٢.
(١٣) آيتاللّه شبيرى زنجانى.
(١٤) تحرير الوسيله، ج٢،ص ٣١١، القول في شروطه، مسأله ١١.