فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥ - كنترل جمعيت* حسين نورى همدانى
خطرات بزرگى براى جامعه پيش مىآيد و توليدات جوابگوى جمعيت نيست، لذا بايد جلو افزايش نسل گرفته شود.
اين نظريه مدتى در دنيا سر و صدا كرد ولى بعداً كم كم افول كرد براى اين كه معلوم شد رشد جمعيت تصاعد هندسى ندارد. به علاوه خداوند متعال در عالم خلقت مواد، استعدادها و ظرفيت هايى قرار داده كه اگر بشر با علم و پيشرفت علمى آشنا بشود، اگر هزار برابر جمعيت كنونى هم در روى زمين به وجود بيايند، باز مىتواند آنها را اداره كند.
اگرچه نظريه مالتوس حالا باطل شده ولى سخن اين است كه اگر در مقطعى اداره كنندگان جامعه و نظام اسلامى احساس كردند افزايش جمعيت عواقبى را در پى دارد، مثلا جامعه به لحاظ تعليم و تربيت و ايجاد اشتغال و تأمين وسايل رفاهى و امثال آن با مشكلاتى مواجه خواهد شد آيا ولى فقيه و حاكم اسلامى مىتواند بر اساس يك برنامه خاص نسبت به تنظيم نسل محدوديت هايى ايجاد كند؟
در اين جا دو مطلب بايد مورد بحث قرار گيرد:
١. آيا اساساً تنظيم و تحديد نسل و كنترل توليد مثل مشروع است؟
٢. به فرض مشروعيت اوّليه از چه راهى مىتواند انجام گيرد؟ آيا هر راهى كه به كنترل نسل بينجامد مشروع است يا راه خاصّى توصيه مىشود؟
١ ـ اصل مشروعيت تحديد نسل:
در اينجا سه مطلب را بايد مورد توجه قرار داد:
روايات مختلفى بر مدعاى فوق دلالت دارند. مضمون دستهاى از روايات اين است كه كثرت اولاد مسلمانان موجب مباهات و افتخار پيامبر(ص) است. دستهاى ديگر تشويق به ازدواج است براى اين كه خداوند به شما فرزند عطا كند تا لا اله الا اللّه گو و تسبيح گوى خداوند قرار گيرد. دستهاى ديگر رواياتى است كه ازدواج با زن زايا(ولود) را توصيه مىكند.