فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - كنترل جمعيت* حسين نورى همدانى
حضرت فرمود: حضرت على(ع) عزل نمىكرد ولى من عزل مىكنم. گفتم اين بين دو امام معصوم خلاف است، حضرت فرمود: داود از مخالفت سليمان زيان نمىبيند.
سخن امام اشاره به ماجرايى است كه در سوره انبياء، آيه ٧٨ تا ٧٩ آمده، گوسفندان قومى وارد باغستان كسى شدند و ميوهها را در شب خوردند. حفظ مزرعه در روز به عهده صاحبش است و حفظ حيوانات در شب به عهده صاحب حيوانات است. اين شخص در شب حيوانات را ضبط نكرد و گوسفندان وارد باغ شده و برگها را خوردند. صاحب باغ نزد حضرت داود(ع) آمد و شكايت كرد. حضرت گفت بايد گوسفندان را به صاحب باغ بدهند چون صاحب گوسفند ضامن است. البته فرض اين است كه گوسفندان به اندازه قيمت خودشان به صاحب باغ ضرر رساندهاند. ولى حضرت سليمان گفت: تا يكسال پشم و شير گوسفندان را به صاحب باغ بدهند. بايد فرض كنيم كه اين دو يعنى منافع گوسفندان و مقدارى كه ضرر رساندهاند، يكسال بوده ولى دادن منافع گوسفندان براى صاحب حيوانات ارفق و آسانتر است. هر دو حكم، حكم خداست براى اين كه صاحب گوسفند ضامن جبران خسارت است ولى خسارت وارده بر باغ طبق حكم داود معادل با قيمت گوسفندها بود و طبق حكم سليمان معادل با عايدات يكسال گوسفندها بود. علامه طباطبايى در تفسير الميزان (٢٣) گفتهاند معمولا منافع يكسال حيوان معادل قيمت حيوان است. حضرت داود حكم كرد كه حيوان را بدهند ولى حضرت سليمان گفت منافع عايده از گوسفند را بدهند. اين دو حكم است و هر دو حكم خداست. اين طور نيست كه يكى ناسخ يا خطا باشد. هر دو درست بوده و يكى براى صاحب گوسفند ارفق و آسانتر بوده.
امام صادق(ع) مىفرمايد: حضرت امير عزل نمىكرد و من عزل مىكنم. راوى گفت اين مخالفت است حضرت فرمود: نه، هر دو حكم خداست. در شرايطى مرد مىتواند عزل كند و در شرايطى عزل نكند.
اين روايت دلالت بر مطلق جواز عزل ندارد، چون حضرت در مقام ديگرى است. در
(٢٣) تفسير الميزان، ج ١٤، ص ٣٤٠.