فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - ولايت فقيه و نراقى استاد حسن ممدوحى
مملكتدارى دارد؛ زيرا امور سياسى، جزئى و قابل تغيير است و هرگز با فتاوى كلى و ثابت فقيه مناسبت ندارد.
جواب: اوّلاً،حجت به معناى قصد است و اگر در برهان به حدّ وسط «حجت» مىگويند از آن جهت است كه احد الخصمين قصد اثبات ادعاى خود را در مقابل ديگرى دارد و اگر به قياس برهانى و يا شاهد عينى و احيانا به ظنون «حجت» مىگويند بدان سبب است كه جملگى در اين معنا با هم شريك هستند كه به قصد غلبه بر غير مورد استفاده قرار گيرند.
ثانيا،در آن توقيع شريف آمده است كه امام(ع) فرمود «فإنّهم حجتي عليكم و أنا حجة اللّه عليهم» كه خود را حجت قاطع بين فقيه و خدا معرفى فرموده كه فقيه در تمام زمينهها اعم از احكام و دستورها و جريانها و حوادث واقعه داراى حجت تمام و قطعى است. فقيه همان رابطه قطعى و حجت تام را در زمينه حل مشكلات مردم و جامعه خواهد داشت و با اين حجّت قطعى است كه فقيه توانايى مديريت در پيشامدهاى اجتماعى را دارد.
ثالثا،حجيت فقيه بر مردم در احكام شرعى و حجيّت امام بر فقيه از بديهىترين بديهيات است كه نيازى به آن كه امام معصوم مجددا فقيه را حجت بر مردم و خود را حجت بر فقيه معرفى كند در بين نيست. اگر امام به اين نكته اشاره دوباره دارد معلوم است آنچه را در نامه اسحاق بن يعقوب سهال كرده مربوط به حوادث و وقايع مهم جامعه بوده كه براى اسحاق و حتى براى نايب خاص امام، محمد بن عثمان عمرى مشكل بوده و احتياج به سهال از امام پيدا كرد و امام(ع) در آن امور نيز فقيه را حجّت بر مردم و خود را حجّت بر فقيه معرفى فرمود.
اشكال دوم: فتاوى فقيه، كلى و ثابت ولى مسائل سياسى و رايزنى كشور امورى جزئى و متغيير است و رابطه بين ثابت و متغير محال است.
جواب:كدامين حيات اجتماعى است كه براى مردم مقررات ثابت و متغير حاكم بر اطوار مختلف زندگى آنان نداشته باشد؟ كدام كشور است كه مردم آن بدون قانون معقولى باشند كه داراى