فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٥ - نراقى و خبر واحد استاد موسوى گرگانى
به عنوان ملاك اطاعت و عصيان وجود داشته و دارد، بلكه مىتوان يقين پيدا كرد به اين كه راه و رسم انبيا و اوصياى ايشان نيز همين بوده است و مردم را به واسطه مخبران ثقه به عمل به احكام الهى دعوت مىكردهاند. خلاصه، همه مردم در همه مكانها و زمانها به همين روش، مشى كرده و مىكنند و پيامبران و معصومان(ع) نيز همين را برگزيده و عمل كردهاند، پس بايد اين راه و روش مورد قبول آنان باشد. (١٣)
قطعا اين دليل مهمترين دليل براى اثبات حجّيت خبر واحد است؛ زيرا به تمام دليلهاى ديگر اين مدّعا، خدشههاى فراوان شده است و تنها اين دليل تا امروز مقاومت كرده و خبر واحد را به عنوان حجّتى شرعى در اختيار فقيهان گذاشته است ولذا بيشتر فقيهان و اصوليان در قرن اخير، اين دليل را تنها دليل اثبات كننده حجّيت خبر واحد مىدانند؛ زيراهمان طور كه اشاره شد، و پس از اين نيز اشاره خواهد شد، ساير ادله حجّيت خبر واحد، جدّا مخدوشند.
شايان ذكر است كه اين دليل، همان دليلى است كه امروزه از آن به عنوان بناى عقلا و سيره عقلايى، ياد مىكنند، ولى پيدا است كه سيره عقلايى در صورتى حجّيت دارد كه مورد امضاى شرع مقدّس واقع شود و دست كم پاسداران وحى آن را رد نكرده باشند و لذا بايد سيره، سيره مستمر و متّصل به عصر معصومان(ع) باشد و متعلّقش حكم يا موضوعى باشد كه داراى اثر شرعى است و معصوم(ع) از آن اطّلاع يافته و توان ردّش را داشته باشد و ردّ نكرده باشد. در چنين فرضى مىتوان يقين پيدا كرد كه جريان سيره، مورد قبول معصوم(ع) بوده است وگرنه به حكم سمت پاسدارى از احكام الهى بايد رد مىكرد.
با توجّه به اين نكته مىگوييم: آيا بناى عقلا بر عمل به هر خبر واحدى است، هر چند بين مخبرٌ له بيش از هزار سال فاصله شده باشد و وثاقت راويان و خبر دهندگان براى مخبرٌله بدون واسطه معلوم نباشد؟! بىترديد چنين سيرهاى براى ما معلوم نيست و ما حتى
(١٣) همان، ص ١٦٠.