فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٠ - ولايت فقيه و نراقى استاد حسن ممدوحى
اللّه: {إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤدّوا اْلأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا } .قال: إيّانا عنى.»به همين مضمون در همان فصل، در تبيين معناى آيه، شش روايت ديگر موجود است.
محور دوم ولايت: سيوطى در الدرالمنثور از زيدبن اسلم نقل مىكند:
أُنزلت هذه الآية في ولاة الأمر و في من ولّى من أُمور المسلمين شيئا.
شيخ انصارى در مكاسب، چاپ تبريز، ص ١٥٣ فرموده:
الظاهر من هذا العنوان (أُولوالامر) عرفا من يجب الرجوع إليه في الأُمور العامّة التي لم تحمل في الشرع على شخصٍ خاص؛
مقصود از «اولى الامر» كسى است كه حق ولايت بر مردم دارد اعم از آن كه امام معصوم باشد يا كسى كه معصوم او را انتخاب كرده است.
محور سوم لزوم اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر:به خوبى روشن است كه امكان ندارد ولايت از طرف شارع براى مردم نافذ باشد ولى بر مردم اطاعت از آنان ضرورى و لازم نباشد چنان كه عكس مسأله نيز چنين است كه اگر اطاعت مردم از اولى الامر واجب باشد ولى او نافذ الحكم و واجب الاطاعه نباشد، غلط و بىمعنا است.
امّا وجوب اطاعت اختصاص به احكام تعبّدى و عبادى ندارد؛ زيرا در مقابل وجوب اطاعت از اولىالامر، تبعيت از طاغوت را حرام قرار داد و اين حرمت چنان مهكّد است كه امت اسلامى حتى در حق مسلّم خود، نمىتوانند از حكم طاغوت پيروى كنند و بايد از احقاق حق خود نيز خوددارى كند؛ زيرا حكم طاغوت و نتيجه آن حكم را باطل (سحت) دانسته و لياقت رهبرى مردم را به طور مطلق از آنان سلب كرده. پس معلوم است آنچه را دولت طاغوت انجام مىداده شارع مقدس لياقت آن را از آنان سلب و براى اولوالامر ثابت كرده.
نبايد توهم كرد كه سهال از امام، درباره حكم قضايى بوده؛ زيرا از آنچه گذشت معلوم شد كه سهال هر چه باشد جواب امام در وجوب از اطاعت اولوالامر مطلق است.