فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٤ - ولايت فقيه و نراقى استاد حسن ممدوحى
مشكلات جامعه را حلّ كند. لذا در شروع رساله خود به اين مهم تصريح كرده است:
إن الولاية من جانب اللّه ثابتة لرسوله و أوصيائه المعصومين(ع) و هم سلاطين الأنام و هم الملوك و الولاة و الحكام و بيدهم أزمّة الأُمور.
امّا فقها در ايام غيبت آن بزرگواران نايب از حضرات معصومين هستند و آنچه از مديريت اجتماعى مىبايست به دست معصوم حل شود، حاكم بر آنها در زمان غيبت، فقها هستند.
هم زمان با فاضل نراقى مرحوم صاحب جواهر در مباحث گوناگون از ولايت فقيه ياد كرده و مفصلتر از موارد ديگر و صريحتر از همه جا در بحث امر به معروف و نهى از منكر مسأله ولايت فقيه را مشروحا بحث كرده. (ر.ك: ص ٣٩٩ ـ ٣٩٣) در صفحه ٣٩٧ فرموده:
فمن الغريب وسوسة بعض الناس في ذلك أي إقامة الحدود و إلاذن في الجهاد و الدفاع... بل كأنه ما ذاق من طعم الفقه شيئا ولا فهم من لحن قولهم و رموزهم أمرا... و بالجملة فالمسألة من الواضحات التي لاتحتاج إلى أدلة.
متناسب با اين تحقيق از صاحب جواهر، ادعاى بداهتى است كه از مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى نقل شده و در تقريرات درس آن بزرگوار در البدر الزاهر، صفحه ٥٢ ـ ٥١ نوشته آقاى منتظرى آمده كه رهبر جامعه مسلمين بدون ترديد از زمان رسول خدا بود و سپس به ترتيب به حضرات معصومين منتقل گرديده است به طورى كه مسأله رهبرى سياسى از وظايف حتمى آن بزرگواران بوده و اصحاب بزرگوار آن حضرات در اين گونه مسائل فقط به آن معصومين مراجعه مىكردند.
چون براى همه كس امكان مراجعه به آنان نبود و نمىتوانستند خدمت آن بزرگواران برسند حتما در اين زمينه سهالهاى بسيارى شده و به ويژه كه غيبت امام دوازدهم نيز پيش بينى مىشده و اين ارتكاز نيز در بين شيعيان موجود بود كه ائمه(ع) اجازه مراجعه به دستگاه طاغوت را نمىدادند بلكه كمك و مراجعه