فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٨ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
از سوى ديگر آنچه قرآن بر آن تأكيد دارد كافرانى هستند كه در ديار و سرزمين خود در جنگ با مسلمانانند، نه كفارى كه در سرزمين غصب شدهى مسلمانان به جنگ برخاستهاند. شاهد اين مطلب سياق آيه است.
٢ـ حكمى كه در آيه بيان شده، مقطعى است كه به نزول سورهى برائت منتهى مىشود.
مرحوم سيد قطب در تفسير في ظلال القرآن ضمن توضيح اين مطلب گفته است:
فرمودهى خداوند در آيه در بردارندهى آخرين فرمان و حكم مطلق براى هر زمان نيست، بلكه فرمان نهايى در سورهى برائت فرو فرستاده شده است. در اين آيه، خداوند به پيامبرش فرمان داده است صلحطلبى ابراز شده از گروهى را كه از هر برخوردى با وى دورى گزيده و عزم جنگ با او را ندارند بپذيرد، چه تا آن زمان معاهدهاى بينشان به امضا رسيده باشد يا نه.
با نزول اين آيه وضع به گونهاى شد كه هرگونه اظهار نرمش و آشتى جويى از كافران و اهل كتاب (پيروان موسى و عيسى) نسبت به مسلمانان پذيرفته مىشد، تا آن گاه كه فرامين و احكام سورهى برائت فروفرستاده شد. پس از اين كافران تنها دو راه در پيش رو داشتند: گرويدن به اسلام يا جزيه دادن و به غير از اين دو، گزينهى سومى از آنان پذيرفته نمىشد.
وضعيت صلح طلبى و مسالمتجويى تا زمانى توسط مسلمانان به رسميت شناخته مىشود كه مطرح كنندگان آن بر عهد و پيمان خود باقى بوده و خيانت نورزند. در غير اين صورت مسلمانان مىبايست تا آن جا كه در توانشان هست، با آنان بجنگند تا همه به دين خدا گردن نهند و به آن درآيند. (١٠)
سيدقطب مىافزايد:
لازم ديدم مقدارى از اصل موضوع منحرف شده و پرانتزى بگشايم،
(١٠) سيد قطب، في ظلال القرآن، چاپ دارالشروق، چاپ نهم، ١٤٠٠ هـ ١٩٨٠ م، ج ٣، ص ١٠ / ١٥٤٦.