فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - صلح با اسرائيل از ديدگاه فقهى دكتر شيخ عبدالهادى الفضلى
به طور مفصل توضيح داده است ـ دولتهاى فرانسه، آلمان، ايتاليا، بريتانيا و امريكا مىباشند.
وى مىافزايد:
«هنگامى كه دولتهاى استعمارى در نتيجهى تلاشها و فعاليتهاى پيوسته و مستمر بريتانيا و امريكا در طرح خود موفق شدند و توانستند دولت اسرائيل را به عنوان دستاوردى براى پروژهى صهيونيستى، پايهگذارى كنند، طبيعى بود كه اين دولت پايگاه استعمار غرب و پلى براى گذر به جهان عرب و اسلام شود، زيرا موجوديت اين رژيم جز طرحى تجارى ـ استعمارى و برخاسته از طرحهاى استعمارى پياده شده در جهان نمىباشد.» (٨)
وى مىگويد:
«انتخاب سرزمين فلسطين براى برپايى اين دولت، يك طرح استعمارى است كه ناشى از اهميت سوق الجيشى و استراتژيكى اين سرزمين ـ چه از نظر اقتصادى و چه از نظر جغرافيايى (ژئوپليتيكى) ـ مىباشد، زيرا از يك سو بين سه قارهى آسيا، اروپا و افريقا واقع شده و از سوى ديگر از راه درياى مديترانه به اروپا و از راه خشكى به خاور دور و از طريق خليج عقبه به افريقا متصل مىشود.»
«اهميت خاورميانه براى دنياى آزاد به حدى است كه هر چه د رتوان نظامى و اقتصادى آن بگوييم، افراط نكردهايم.»
ژنرال آيزنهاور آشكارا مىگويد:
«چنانچه تنها از ديدگاه ارزش منطقهاى به جهان بنگريم، منطقهاى را در آن نمىيابيم كه پر اهميتتر از خاورميانه از نظر سوقالجيشى و استراتژيك باشد.»
وى از هوشيارى و آگاهى خود نسبت به تنها محور منطقه پرده برداشته است.
آلفرد ليلينتال، نويسندهى يهودى امريكايى مىگويد:
«در سال ١٨٣٨ تنها ٢٥% نفتِ مورد نياز اروپاى غربى براى مصارف نظامى و صنعتى از خاورميانه وارد مىشد.
(٨) همان، ص ١٤.