فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - ميراث غير مسلمان آیت الله سيدمحمود هاشمى شاهرودى
الف)رواياتى كه ادعا شده است اطلاق آنها، مخالف روايات گذشته مىباشد، دو روايت است:
١ ـ معتبره حنان بن سدير از امام صادق(ع): «قال: سألته: يتوارث أهل ملتين؟ قال: لا؛ (٤٢)
حنان مىگويد از امام صادق(ع) پرسيدم: آيا اهل دو دين از يكديگر ارث مىبرند؟ فرمود: نه.
٢ ـ روايت على بن جعفر در قرب الاسناد از برادرش امام كاظم(ع): «قال: سألته عن نصراني يموت ابنه و هو مسلم هل يرث؟ فقال: لا يرث أهل ملّة؛
على بن جعفر مىگويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم: پسر مردى نصرانى مسلمان بود و فوت كرد، آيا پدرش از او ارث مىبرد؟ فرمود: اهل دينِ ديگرى، ارث نمىبرد.» (٤٣)
روايت نخست، ظهورى ندارد مگر در اين كه طرفين به صورت دو جانبه از يكديگر ارث نمىبرند و اين منافاتى با ارث بردن يك جانبه مسلمان از كافر ندارد. بر فرض كه اين روايت ظهور داشته باشد در نفى ارث هر يك از دو طرف از ديگرى، باز اين ظهور، ظهور اطلاقى است كه با صراحت روايات گذشته كه دلالت بر منع ارث طرف كافر از مسلمان دارند نه بالعكس، قابل تقييد است. علاوه بر اين، رواياتى مثل روايت ابى العباس كه گذشت، توارث را به «ارث بردن دو جانبه» تفسير كردهاند. بنابراين، روايت ابىالعباس، قرينه مفسرهاى براى اين روايت است و مراد از عدم توارث اهل ملتين را شرح داده و تفسير كرده است.
اما روايت دوم، علاوه بر ضعف سند آن به سبب وجود عبداللّه بن حسن، مورد سهال در روايت، ارث بردن پدرى كافر از پسرى مسلمان است كه هيچ اشكالى در منع آن وجود ندارد. ممكن است گفته شود اطلاق روايت شامل طرف عكس يعنى ارث بردن مسلمان از
(٤٢) وسائل الشيعه، ج ٢٦، ص ١٦، كتاب الارث، باب ١ از ابواب موانع ارث، ح ٢٠.
(٤٣) همان، ص ١٨، ح ٢٤.