حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٢ - بازشناسی شخصیت اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
قبول میکند.
شاید بتوان این دلیل را بهترین دلیل بر امامی بودن سکونی دانست.
حاجی نوری در ادامه، یکی دیگر از شواهد تشیع سکونی را، نوع برخورد امام با او میداند؛ به این بیان که معصومان این نوع برخورد را در مقابل راوی ساده نداشتند، بلکه در مقابلِ راوی معتقد به امامت انجام میدادند.
ـ السكوني عن أبيعبدالله قال: قلت له ما الزهد في الدنيا قال: ويحك حرامها فتنكبه.[٢٣٧]
ـ إسماعيل بن مسلم قال قال أبوعبدالله: ليس الزهد في الدنيا بإضاعة المال و لا تحريم الحلال بل الزهد في الدنيا أن لا تكون بما في يدك أوثق منك بما عند الله عزوجل.[٢٣٨]
حاجی نوری مینویسد:
این دو روایت شاهد بر این موضوع هستند که امام، برخورد معمولیِ یک راوی با راوی دیگر را در حق سکونی انجام نمیدادند ـ چنانچه کسانی که او را سنی میدانند میپندارند ـ، بلکه امام با سکونی مانند کسی که معتقد به امامت است برخورد میکردند؛ مانند کسی که در کلام امام، حجیت و برهان را اعتقاد دارد.[٢٣٩]
همچنین میتوان احادیث دیگری اضافه کرد؛ مانند حدیثی که صریح در اعتقادات شیعه است:
اسماعيل بن ابيزياد السكوني عن جعفر عن أبيه عن علي قال: إنا أهلبيت شجرة النبوة و موضع الرسالة و مختلف الملائكة و بيت الرأفة و معدن العلم.[٢٤٠]
٣. مذمت سکونی توسط اهلسنت
حاجی نوری یکی از قرائن تشیع سکونی را اینگونه بیان میکند:
اینکه برای اثبات عامی بودن سکونی گفته شده است: رجالیونِ اهلسنت وی را
[٢٣٧]. کافی، ج٥، ص٧٠، ح١.
[٢٣٨]. همان، ص٧١، ح٢.
[٢٣٩]. خاتمه مستدرکالوسائل، ج٤، ص١٦٦.
[٢٤٠]. بصائرالدرجات، ج٥٨، ص١.