حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٩
فریقین دانسته،[٤٧١] ولی در کتاب فوائدالطوسیه، احتمال جعلی بودن روایت را مطرح کرده اسم.[٤٧٢]
به عقیده صاحب وسائل، احتمال دارد تشبیه علما به انبیا از سوی اهلسنت به جهت بالا بردن مقام علما و استغنای از ائمه. جعل شده باشد، و «امام» نامیدن بزرگان اهلسنت نیز میتواند مؤیدی بر این مقصود باشد. همچنین احتمال دارد، عبارت مذکور از مجعولات صوفیه باشد، زیرا صوفیه از جعل حدیث باکی نداشته و اعتقاد دارند علمایشان از راه کشف و شهود با عالم غیب مرتبطند و چه بسا به مقامی بالاتر از انبیا دست یابند. [٤٧٣]
محدث شهیر، سیدنعمتالله جزایری(م. ١١١٢ق)، نیز در کتاب زهرالربیع قائل است که عبارت: «علماء امّتی کأنبیاء بنیاسرائیل» در کتب اخبار یافت نمیشود.[٤٧٤]
شایان ذکر است، گرچه عبارت «علماء امّتی کأنبیاء بنیاسرائیل» در برخی کتب
[٤٧١]. «و قد روى الخاصة و العامّة عن رسولاللّه(ص) أنّه قال: علماء أمّتى كأنبياء بنىإسرائيل»؛ الإيقاظمنالهجعة، ص١٩، ١٠٩.
[٤٧٢]. فوائدالطوسية، ص٣٧٦؛ گرچه تتبع در متن کتاب فوائدالطوسیه نشان میدهد که این اثر شیخحر عاملی، متأخر از اثر دیگر وی، یعنی الإیقاظمنالهجعة است (ر.ک: الفوائدالطوسیّة، ص٤٣٧) و به این اعتبار میتوان جعلی بودن روایت تشبیه علما را نظریه اخیر وی دانست، ولی تغییر نظر تا به این حد که در تألیفی ابتدا روایت تشبیه را منقول از فریقین بداند و سپس در تألیف بعدی، احتمال جعلی بودن آن را مطرح کند، از چنین محدث خبیری بسیار جای تعجب دارد.
[٤٧٣]. «فائدة(٨٥): حديث علماء أمتي كأنبياء بنيإسرائيل؛ لا يحضرني أنّ أحداً من محدثينا رواه في شيء من الكتب المعتمدة نعم نقله بعض المتأخرين من علمائنا في غير كتب الحديث و كأنه من روايات العامة أو موضوعاتهم ليجعلوه وسيلة إلى الاستغناء بالعلماء عن الأئمة(ع) و لأنه يناسب طريقتهم فقد افرطوا في تعظيم علمائهم مع علمهم بفسق أكثرهم، و اعتقادهم فيهم لاتقصر عن اعتقاد الإمامية في أئمتهم بل ربما زاد عليه كما يظهر لمن خالطهم أو تأمل كتبهم و كما دل عليه الحديث الذي رواه الطبرسي في الاحتجاج عن العسكري(ع) في التقليد و هو طويل و لأنهم يعتقدون ان العلماء يغنون عن الامام كما أشار إليه القاضي عبدالجبار في المغني و هم يطلقون على علمائهم لفظ الأئمة و على كثير منهم لفظ الامام كما في كتب رجالهم و غيره من كتبهم و يحتمل كونه من روايات الصوفية أو موضوعاتهم لإرادة إثبات ما يدعونه من الكشف و ما يترتب عليه من المفاسد التي ليس هذا محل ذكرها. و قد نقل الشيخ زينالدين في شرح دراية الحديث عن جماعة من مشايخ الصوفية انّه يجوز عندهم وضع الحديث فكيف يجوز حسن الظن بهم في نقل الحديث»؛ فوائدالطوسية، ص٣٧٦.
[٤٧٤]. «حدیث: «علماء امّتی کأنبیاء بنیاسرائیل» لمنطّلع علیه فی شیء من کتب الأخبار، نعم نقله بعض المتأخّرین من أصحابنا فی غیر کتب الحدیث، و قد اعترف غیرنا بعدم الاطلاع علیه فی جملة أخبارنا و من ثَمّ نسبه تارة إلی العامّة و مخترعاتهم لیستغنوا به عن الأئمّة. و لهذا سَمّوا علمائهم الأئمّة و أبوحنیفة الإمام الأعظم بالنسبة إلی باقی الأربعة و أخری إلی الصوفیّة، لثبوت ما یزعمونه من الکشف و جوّز بعضهم وضع الحدیث للمصالح و علی تقدیر ثبوته حموله تارة علی...»؛ زهرالربیع، ؟؟؟؟؟؟؟. مراد از غیرنا در کلام محدث جزایری، شیخحر عاملی است که در کتاب فوائدالطوسیة (ص٣٧٦) به احتمالِ جعلی بودن این روایت اشاره کرده اسم.