حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٤ - سبک زندگی معنوی و اجتماعی در سیره رضوی(ع)

بازگو کردم. مأمون گفت: ‌آری ای پسر ضحاک! او بهترین، داناترین و عابدترین مردم زمین است.[٥٤]

اهتمام به نماز

در میان عباداتی که در اسلام تشریع شده است، نماز اهمیت و جایگاه بسیار بالایی دارد، تا جایی که ردّ و قبولیِ اعمال دیگر در گرو ردّ و قبولی نماز قلمداد شده،[٥٥] و هر عملی پیرو نماز است.[٥٦]

دلیل این اهمیت روشن است، زیرا نماز برای انسان‌های معمولی که در این جهان با عوامل غافل‌کننده فراوانی روبه‌رو هستند و موجب غفلت آن‌ها از یاد خدا می‌شود، مایه تذکر و یادآوری است[٥٧] و آرامش درونی را به دنبال دارد؛ [٥٨] و برای اولیای الهی که غرق در صفات جمال و جلال خدا هستند و به جز او نمی‌بینند و به غیر او نمی‌اندیشند، مهم‌ترین و بهترین وسیله ارتباط با خالق هستی است؛ برای آنان دنیای بزرگ، معبدی است که سجاده نمازشان هر‌گز از آن برچیده نمی‌شود و از بدو ورود به عرصه زندگی تا لحظه خروج از آن، این سجاده پهن خواهد بود.

حالت امام رضا(ع) در نماز قابل وصف نیست. عشق و دلدادگی آن حضرت به ذات اقدس ربوبی، جلوه زیبایی از سبک زندگی دینی در ارتباط با خالق هستی است. شیخ صدوق در عیون‌اخبار‌الرضا(ع) با اسناد خود از عبد‌السلام هروی نقل کرده است که گفت:

من در سرخس به خانه‌اى كه علىّ‌بن‌موسى عليهما‌السلام را در آن زندانى كرده بودند، رفتم و ملاقات با آن حضرت را از زندانبان درخواست کردم. او گفت: ممكن نيست. پرسيدم: چرا؟ گفت: براى اين‌كه ایشان در شبانه‌روز هزار ركعت نماز مى‌خواند و تنها ساعتى در اول روز نزديك زوال و نزديك غروب و زردىِ آفتاب نماز نمى‌گزارد، ولى از جاى حركت نمى‌كند و مشغول ذكر است و با خداى خود مناجات مى‌كند.[٥٩]


[٥٤] . عیون‌اخبار‌الرضا(ع)، ج١، ص١٩٦، ح٥.

[٥٥] . «ان قبلت؛ قبل ما سواها و ان ردت ردّ ما سواها»؛ کافی، ج٣، ص٢٦٨.

[٥٦] . «کل شیء من عملک تبع لصلاتک»؛ نهج‌البلاغه، نامه٢٧.

[٥٧] . {أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي‌}؛ و نماز را براى ياد من به پا دار؛ طه، آیه ١٤.

[٥٨] . {أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌}؛ هان! تنها با ياد خدا دل‌ها آرامش مى‌يابد؛ رعد، آیه ٢٨.

[٥٩] . «جئت إلى باب الدار التي حبس فيها الرضا(ع) بسرخس و قد قيد (ع)، فاستأذنت عليه السجان، فقال: لا سبيل لك إليه(ع)، قلت: و لم؟ قال: لأنه ربما صلى في يومه و ليلته ألف ركعة و إنما ينفتل من صلاته ساعة في صدر النهار وقت الزوال و عند إصفرار الشمس فهو في هذه الأوقات قاعد في مصلاه و يناجي ربه»؛ ج١، ص١٩٧، ح٦.