حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٠ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی
همراه باشد یا نباشد.[١٥٩] قرآن کریم از این مرحله چنین یاد میکند: (قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْتُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ).[١٦٠]
مصداق بارز این مرحله از تسلیم در برابر حقیقتی چون دین الهی، به زبان آوردن شهادتین است. بر همین اساس، وقتی کسی در برابر اصل دین مخالفت نورزد و با همین مقدار، تسلیم بودن خود را نشان دهد، مسلمان شناخته شده و از تمامی احکام و حقوق مرتبط با این عنوان برخوردار میگردد. این رفتار ناشی از روحیهای خاص و درجهای از کمال است که به انسان اجازه نمیدهد در برابر چنین حقایق آشکاری که ریشه در فطرت و وجدان او دارد، سرکشی کند و امیال و هواهای نفسانی را بر آن ترجیح دهد. آنچه در احادیث اهلبیت*، نخستین و پایینترین درجه فضایل مطرح شده، همین مرتبه نخست تسلیم یا اسلام است.
۲. ایمان
ایمان از ماده «أمن» و ملازم با آرامش است. علامه طباطبائی دلیل نامگذاری ایمان را اینگونه بیان میکند که وقتی کسی به چیزی ایمان میآورد، او را از هر گونه شک و تردید ـ که آفت اعتقاد است ـ ایمنی میبخشد.[١٦١] با وجود اختلافات کلامیِ فراوان در تعریف و بیان لوازم معرفتی و عملیِ ایمان، تقریباً هیچیک از نظریهپردازان اسلامی با این نکته که ایمان، موضوعی قلبی است، مخالفت ندارد. یکی از دلایل این اتفاق نظر این است که در بسیاری از تعابیر قرآنی، از جمله آیهای که ذیل عنوان اسلام آوردیم، از جنبههای قلبی ایمان و ضرورت ورود آن به قلب سخن گفته شده است. وارد شدن ایمان به قلب، به این معناست که همان حقیقتی که با زبان و ظاهر پذیرفته شده و یا فکر و اندیشه را متقاعد کرده بود، از سوی دل نیز پذیرفته شود.
از آنجا که همه اعضا و جوارح و تمامی رفتارهای انسان تابعِ قلب اوست، وقتی دل در برابر حقیقتی تسلیم شود و آرام گیرد، مانعی در برابر التزام عملی به آن حقیقت وجود نخواهد داشت؛ لذا همواره ایمان واقعی با عمل همراه است. البته از آنجا که ایمان و تسلیم قلبی دارای مراتب و شدت و ضعف است، میزان التزام عملی نیز به همان
[١٥٩]. المیزان في تفسیر القرآن، ج١٨، ص٣٢٨.
[١٦٠]. حجرات، آیه ۱۴.
[١٦١]. المیزان في تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۵.