حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٨ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

در همان ابتدای آشنایی دانشمندان مسلمان با فلسفه یونان، کِنْدی، مانند افلاطون، نفس را به سه قوه شهویه، غضبیه و عاقله تقسیم و آن‌ها را به سگ، خوک و پادشاه تشبیه کرد و همان فضایل معروف را برای آن‌ها برشمرد. تنها تفاوتی که در سخنان او با حکمای یونان به‌ چشم می‌خورَد، این است که او به‌ جای تعبیر شجاعت، از «نجده» استفاده کرده است.[١٢٥] ابوسلیمان سجستانی نیز فضایل سه‌گانه حلم، شجاعت و عفت را بر اساس مالکیت قوای سه‌گانه مطرح و تعریف می‌کند.[١٢٦]

مسکویه رازی در آثار گوناگون خود و از جمله در کتاب مهم و تأثیرگذار تهذیب‌الأخلاق و تطهیر‌الأعراق، از رساله اخلاقی ارسطو یاد کرد و به‌ تفصیل، نظریات او را بسط داد و انحصار اجناس فضایل در چهار فضیلت: حکمت، شجاعت، عفت و عدالت را مورد اجماع همه حکیمان اعلام کرد.[١٢٧] ابوالحسن عامری نیز در هنگام بحث از تزکیه نفس، از متعلقات چهارگانه آن، یعنی عفت، نجده، حکمت و عدالت سخن می‌گوید.[١٢٨] ابن‌سینا نیز بخش‌های متعددی از آثار خود را به موضوع سعادت و فضیلت اختصاص داده است و در تشریح نظریه حد وسط می‌گوید: هر گاه یکی از دو جانب افراط یا تفریط، مانند تهوّر و جبن، بر دیگری غلبه کرد، برای رسیدن به حد وسطی چون شجاعت باید هر یک را با دیگری معالجه کرد.[١٢٩]

خواجه‌نصیرالدین طوسی که کاملاً از تهذیب‌الأخلاق ‌مسکویه تأثیر پذیرفته است، بر اساس قوای سه‌گانه نفسِ سقراطی به بسط فضایل پرداخت و مانند مسکویه، اجناس چهارگانه فضایل را مورد اجماع و اتفاق جملگیِ حکمای متأخر و متقدم دانست.[١٣٠] علامه حلی نیز به تبع خواجه، در کتاب الألفین، نفس را دارای سه قوه و هر قوه را دارای فضیلتی خاص، شامل حکمت، شجاعت و عفت می‌داند که از اجتماع و سازگاری این فضایل، فضیلت عدالت زاده می‌شود.[١٣١] وی سپس می‌کوشد بر اساس این فضایل، ضرورت وجود امام معصوم را ثابت کند.


[١٢٥]. همان.

[١٢٦]. همان.

[١٢٧]. تهذیب‌الاخلاق و تطهیر‌الأعراق، ص۳۸.

[١٢٨]. حدیث فضایل و اخلاق فلسفی، ص ١٣ تا ٣٦.

[١٢٩]. بررسی اثرپذیریِ اخلاق فلسفی حکمای مسلمان از حکمای یونان در تبیین مفهوم سعادت، ص١٩ تا ٤٠.

[١٣٠]. اخلاق ناصری، ص١٠٩.

[١٣١]. الألفین، ص۱۷٣.