حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤٧

٦. علی‌اکبر نهاوندی نیز این روایت را به تفصیل در کتاب لمعات‌الأنوار بررسی کرده اسم.[٤٤٨]

متن روایت

اطمینان به روایت بودن عبارتی، آن‌گاه حاصل می‌شود که آن عبارت در یکی از منابع روایی، تفسیری، فقهی و‌ مانند این‌ها به یکی از معصومان. اسناد داده شده باشد و در صورتی که در منابع اصلی و معتبر این عبارت یافت نشود، نمی‌توان قطع به روایت بودن آن پیدا کرد؛ البته در این صورت، مجعول خواندن روایت نیز شایسته نیسم.

مقایسه و تشبیه علما به انبیای بنی‌اسرائیل، با عبارت‌های متفاوتی در متون علمی به چشم می‌خورد؛ عبارات یافت‌شده در این زمینه عبارتند از:

متن اول: «علماء امّتی أفضل من أنبیاء بنی‌اسرائیل»؛ علمای امت من از پیامبران بنی‌اسرائیل برترند.

این متن که همان متن مشهور و متداول روایت است، فقط در یکی از متون عرفانیِ مربوط به قرن هفتم و یکی از کتاب‌های رواییِ مربوط به قرن دوازدهم به چشم می‌خورد و اثری از آن در مجامع روایی و سایر منابع حدیثی یافت نشد.

سعید‌الدین سعید فرغانی (م. ٦٩١ ق)[٤٤٩] و سیدنعمت‌الله جزایری= (م. ١١١٢ق) [٤٥٠] تنها کسانی هستند که این عبارت را به عنوان خبر به رسول اکرم٢ نسبت داده‌اند.

با این حال، جای بسی تعجب دارد که هبة‌الدین شهرستانی= [٤٥١] در پاسخ به سؤالی درباره تفضیل ائمه. بر انبیا.، پس از ارائه برخی ادله در این ‌باره، به روایت: «علماء امّتی کأنبیاء بنی‌اسرائیل» تمسک کرده و نقل «افضل من انبیاء بنی‌اسرائیل» را بیشتر از «کأنبیاء بنی‌اسرائیل» دانسته اسم. [٤٥٢]


[٤٤٨]. العقبری الحسان، ج٥، ص٢٧١؛ به نقل از: لمعات‌الأنوار.

[٤٤٩] . مشارق‌الدراری، ص١٧٥و٦٤٧.

[٤٥٠]. «و أمّا ما جاء في الخبر من قوله(ص): «علماء أمّتي‌ أفضل‌ من أنبياء بني إسرائيل»، فالظاهر أنّ المراد من العلماء في الحديث الأئمّة المعصومين(ع)»؛ رياض‌الأبرار في مناقب الأئمة‌الأطهار، ج‌٢، ص٤٦٥.

[٤٥١]. سیدمحمدعلی حسینی‌شهرستانی(١٣٠١ـ١٣٨٦ق)، معروف به هبة‌الدین شهرستانی، عالم و مجتهد بزرگ، مفسر قرآن، مجاهد و مبارز و یکی از بزرگان و وحدت‌گرایان جهان اسلام اسم.

[٤٥٢]. «... و إن أبيت إلاّ أن يقام لك شاهد من آثار الشريعة القدسية، فالحديث المروي عن رسول‌الله٢: «علماء أمتي كأنبياء بني‌إسرائيل»، و في أكثر الروايات «أفضل من أنبياء بني‌إسرائيل»، فإن أخذنا العموم من علماء الأمة فأهل‌بيت النبي المصطفى. أولى بالقصد و إلاّ فهم القدر المتيقن»؛ أوائل‌المقالات، تعلیقه ٤٦، ص١٧٨.