حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٢ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی
هر حال، با بررسی مجموع کاربردهای اندک این واژه در متون اسلامی به این نتیجه میرسیم که در فرهنگ احادیث، کلمه «فضیلت» در معنای لغوی خود، یعنی هر نوع برتری به کار رفته است. اما آنچه در مباحث فلسفه اخلاق با عنوان فضیلت مطرح میشود، اصطلاحی است خاص که در اخلاق و فلسفه یونان ریشه دارد و در ترجمه عربی، یکی از واژههای کلیدی آن فرهنگ به کار میرود.
یکی از واژههای کلیدیِ اخلاق و فلسفه یونانی، کلمه «آرِتِه»(arête) است. این تعبیر از قرن ششم پیش از میلاد به گونهای گسترده در زبان و ادبیات یونانی به کار رفته و بعدها به دست سقراط، افلاطون و ارسطو تکامل یافته و به اصطلاحی خاص تبدیل شده است. آرِتِه، در آغاز، مفهوم اخلاقی خاصی نداشته و به معنای هر نوع مزیت و کمال به کار میرفته است؛ برای مثال، در جمهور افلاطون از آرته اسب سخن به میان میآید؛ یعنی ویژگی خاصی که موجب میشود تا اسبی را نسبت به دیگر اسبان برتر بشماریم.[١٠٧] در این میان، سقراط در ضمن تلاشهای خود در زمینه سعادت و اخلاق انسانی، این پرسش را مطرح ساخت که آرته انسانی چیست؟ یعنی چه چیزی انسان را از دیگر حیوانات متمایز میسازد و با بودن آن، شایسته است که انسان، انسان نامیده شود و بر دیگر حیوانات برتری یابد؟ به عبارت دیگر، کدام ویژگی است که هر قدر در وجود آدمی تقویت گردد، انسانیت او بیشتر میشود؟ با بحث و گفتوگوهای فراوانی که در پاسخ به این پرسشها درگرفت، به تدریج واژه «آرته»، مفهومی اخلاقی پیدا کرد و کاربردش در مزیتهای انسانی و اخلاقی بر دیگر ویژگیهای مزیتآفرین غلبه یافت.
در این مباحث، سخن در این نیست که چه کاری خوب و چه کاری بد است، بلکه تلاش فیلسوفان این است که ویژگیهای اصلی و خصلتهای بنیادینی را شناسایی کنند که همه رفتارهای خوب و بد آدمی، بر مبنای آن ویژگیها معنا و مفهوم مییابد. در نظریه فضیلتگرایی، معیار خوب بودن هر رفتار، صدور آن از انسان فضیلتمند است و همه تلاشها برای شناسایی و تعیین آرتههای انسانی، با هدف رسیدن به تعریف دقیقی از انسان فضیلتمند انجام میپذیرد. در این نظام فکری، تنها، کاری را میتوان اخلاقی و پسندیده دانست که از فرد برخوردار از آرتههای اخلاقی و انسانی صادر شده
[١٠٧]. حدیث فضایل و اخلاق فلسفی، ص ١٣ تا ٣٦.