حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٣ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

باشد. بنابراین، آرته نوعی خصلت و ویژگی درونی و از جنس کمالاتی است که مقدار انسان بودن و درجه وجودی هر فرد را مشخص می‌کند. چنین مفهومی هرگز به معنای رفتارهای خوب یا ارزش‌های اخلاقی نیست.

در ترجمه عربی آثار سقراط، ارسطو و دیگر فیلسوفان یونان، واژه «آرته» به فضیلت ترجمه شد و پس از آن، هر آنچه دانشمندان مسلمان درباره فضیلت‌های اخلاقی از منظر اسلام گفته‌اند، یا عیناً همان پاسخ‌های امثال سقراط و ارسطو بوده، یا مبانی خود را از سخنان آنان گرفته است. این در حالی است که وقتی مسئله‌ای در برابر ما قرار می‌گیرد، اگرچه فهم دقیق پرسش و تلاش برای رسیدن به پاسخ آن، در گرو شناخت اصطلاحات مورد نظر پرسش‌گر است، ولی ضرورتی ندارد برای ارائه پاسخ، خود را در چارچوب فکریِ سؤال‌کننده محدود سازیم. در این زمینه نیز انتظار این بود که پرسش‌های یادشده به متن قرآن و احادیث معصومان * عرضه و نظام اخلاقی اسلام، از سرچشمه‌های اصیل همین آیین، برداشت می‌شد.

در نقطه مقابل، برخی از عالمانی که این نکته را دریافته و تلاش کرده‌اند اخلاق را بر پایه قرآن و حدیث ارائه کنند نیز در مقام بیان فضیلت‌های اخلاقی، از ریشه‌های یونانی این اصطلاح غفلت ورزیده و تنها معنای لغوی فضیلت را مورد توجه قرار داده‌اند. لذا آنچه در متون دینی با عنوان «مکارم یا محاسن اخلاقی»، «معروف»، «بِرّ» و امثال آن مطرح شده است، در ردیف فضایل آورده‌اند. البته ممکن است این افراد در دفاع از روش خود، اصطلاحات فلسفه یونان را بی‌اهمیت اعلام کنند و منظور خود را صرفاً همان معنای لغوی فضیلت بدانند. اگرچه همین مقدار توجه درباره تفاوت معنای اصطلاحی و معنای لغوی، بسیار مفید و ارزش‌مند است، ولی به هر حال با این روش، آنچه عرضه می‌شود پاسخی به پرسشِ یادشده نیست.

بر این اساس لازم است با دقت در ریشه‌های تاریخی و معنای اصطلاحی واژه «فضیلت»، این پرسش را بر متون و منابع اصیل اسلامی عرضه کنیم که فضیلت‌های اصلی اخلاقی از نگاه پیشوایان اسلام کدامند؟ به عبارت دیگر، باید تلاش کنیم در میان گزاره‌های دینی، دلایلی را بیابیم که ویژگی‌هایی را به عنوان معیار برتری انسان و سرمنشأ تمامی ارزش‌ها و روحیات و کمالات اخلاقی معرفی کرده باشد. برای دست‌یابی به این مقصود، ابتدا فضیلت‌هایی را که در فلسفه یونانی مطرح و پذیرفته شده است مرور