حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠ - «قوم جایگزین» در روایات تفسیری
یمن است و اگر چنین خبری از پیامبر نمیرسید، من ترجیح میدادم که مراد از آن، ابوبکر و اصحابش باشند، زیرا جز او و یارانش کسی با اهل ردّه نجنگیده است.[١٠]
تحلیل و بررسی
افزون بر برخی از اشکالات سابق که بر این قول نیز وارد است، اشکالات دیگری نیز متوجه این قول است، زیرا چگونه میتوان باور کرد که این ویژگیهای برجسته، منطبق بر فرد یا افرادی باشد که نه سابقة درخشانی در جنگهای صدر اسلام دارند و نه در جایی، از فداکاری و ایثار آنان سخن به میان آمده است؟ ابوموسی یا مردم یمن چه نقشی در تاریخ دارند که به جای صحابه پیامبر(ص) بنشینند؟!
علاوه بر این، اگر منظور از اهل یمن طایفة «هَمْدان» باشد که بسیاری از آنان در جنگهای امیرمؤمنان(ع) در رکاب آن حضرت حضور داشتند و اگر مراد از آن، طایفه «اشعریه» باشد؛ یعنی همان طایفهای که ابوموسی اشعری از همان طایفه است، آنان نه با ابوبکر در جنگهای اهل ردّه حضور داشتند و نه با امیرمؤمنان(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان؛ چنانکه خود ابوموسی اشعری نیز در این نبردها در رکاب امیرمومنان(ع) حاضر نشد. بنابراین، با چه توجیهی میتوان قوم جایگزین را بر ابوموسی اشعری و اهل یمن تطبیق داد؟
٣. سلمان و قومش
ثعلبی روایت میکند:
دربارة «فسوف یاتی الله بقوم» از پیامبر(ص) پرسیدند. حضرت بر کتف سلمان فارسی زده، فرمود: «هذا و ذووه»؛ این مرد و یارانش. سپس افزود: «لو کان الدین معلّقاً بالثریا لناله من أبناء فارس»؛ اگر دین بر ستارة ثریا آویخته باشد، فرزندان سرزمین فارس بر آن دست خواهند یافت.[١١]
ترمذی نیز شبیه این روایت را در تفسیر آیه ٣٨ سورة «محمد»:{ان تتولوا یستبدل قوماً غیرکم ثم لایکونوا امثالکم}، از رسول مکرم اسلام(ص) نقل کرده است.[١٢]
[١٠] . تفسیر طبری، ج٤، ص٣٨٦.
[١١] تفسیر ثعلبی، ج٤، ص٧٩.
[١٢] سنن ابنماجه (١٤٠٣)، ج٥، ص٦٠، ح٣٣١٤.