حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٧ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

تعریف، تنها ویژگی‌ها و کمالاتی ارزش‌آفرین، که فصل ممیّز انسان و نشان‌دهنده ارتقای رتبه وجودی اوست، فضیلت نامیده می‌شود. در این احادیث نیز سخن از رتبه و کمال وجودی انسان و درجاتی است که از منظر نگاه ایمانی در مسیر رشد و کمال هر فرد قرار دارد.

سقراط، افلاطون و ارسطو سعادت انسان را در گرو زندگی فضیلت‌مندانه می‌دانستند و چهار صفت حکمت، شجاعت، خویشتن‌داری و عدالت را فضایلی معرفی می‌کردند که تحقق آن‌ها در وجود آدمی به همه رفتارهای او ارزش می‌بخشد، اما بر اساس آنچه در این باب از اهل‌بیت* نقل شده، نکات عمیق‌تر و دقیق‌تری درباره فضیلت‌های اخلاقی به‌ دست می‌آید که در این‌جا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

نخست این‌که: غیر از صفت حکمت، ویژگی‌های دیگری که در فلسفه یونان فضیلت معرفی می‌شوند، تمایز چندانی نسبت به سایر ارزش‌های اخلاقی و صفات پسندیده نفسانی ندارند و شاید نتوان توجیه قانع‌کننده‌ای برای برجسته شدن آن‌ها به‌ عنوان فصل ممیز انسانیت و نشان‌گر درجه کمال پیدا کرد؛ اما آنچه در این احادیث مطرح شده، از جنس سایر ارزش‌های اخلاقی و صفات نفسانی نیست.

دوم این‌که: نگاه مطرح‌شده در احادیث باب بیست‌و‌ششم، فضیلت‌ اخلاقی را امری یک‌لایه‌ای و بسیط نمی‌داند. بر پایه این احادیث، زندگیِ فضیلت‌مندانه امری ذومراتب و چندسطحی است که به‌ تدریج حاصل می‌شود و هر کس بسته به ظرفیت و تلاش خود می‌تواند به درجاتی از آن دست یابد.

سوم این‌که: هماهنگی این فضیلت‌ها با معیاری است که در احادیث دیگر کافی برای فعل اخلاقی بیان شده است. با بررسی و تحلیل دقیق این احادیث روشن می‌شود، معیار فعل اخلاقی از نگاه پیشوایان اسلام، «تسلیم در برابر حق» است و آن بزرگواران، انطباق رفتار هر فرد را با برداشت او از حقیقت، ملاک اخلاقی بودن آن رفتار می‌دانند. در این‌جا نیز پایین‌ترین مرتبه فضایل، «اسلام» دانسته شده که تعبیر دیگری از همان تسلیم است. در بخش بعد، هنگام تبیین این فضایل مشخص خواهد شد که درجات بالاتر فضیلت‌ نیز چیزی جز مراتب قوی‌تری از تسلیم نیست.

چهارم این‌که: با دقت در احادیث مزبور، تا حدودی به راز بی‌ارزش بودن رفتارهای اخلاقیِ افرادِ بی‌بهره از فضیلت پی می‌بریم. همان‌گونه که پیش‌تر بیان شد، در اخلاق