حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٤ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

می‌کنیم تا ریشه‌های موضوع را در خاستگاه آن بهتر بشناسیم. سپس مروری بر دیدگاه دانشمندان مسلمان و تأثیر فلسفه یونان بر این دیدگاه‌ها خواهیم داشت. با عبور از این مقدمات و روشن شدن کامل زوایا و پیشینه موضوع، به سراغ احادیث نورانی اهل‌بیت* خواهیم رفت و تحلیل خود را از مفاد این رهنمودهای حیات‌بخش ارائه خواهیم کرد.

فضایل اخلاقی در فلسفه غرب

در دورانی که سقراط پرسش خود را درباره آرته‌های انسانی مطرح کرد، در جامعه یونانی برخی ویژگی‌های برجسته، امتیازات انسانی شناخته می‌شد. در این میان، چهار آرته اساسی شامل: خردمندی، خویشتن‌داری، شجاعت و عدالت جایگاه ویژه‌ای داشت.[١٠٨] سقراط در برخی از آثار خود تلاش می‌کند تمامی آرته‌های انسانی را به آرته‌ای اصلی بازگرداند. از نگاه او، فصل ممیز انسان به سایر حیوانات، دانش و آگاهیِ اوست. وی بر همین اساس همه آرته‌ها را در نهایت به «دانایی» باز‌می‌گرداند.[١٠٩] دانشی که سقراط از آن سخن می‌گوید، دانستنِ تنها نیست. وی در رساله‌های گوناگون سعی می‌کند نشان دهد که بود و نبود بسیاری از دانش‌ها به سعادت ما کمکی نمی‌کند، بلکه مقصود وی، آن دانشی است که مرز باریک میان نیک و بد را به ما بنماید.[١١٠] در واقع، سقراط نقشی برای اراده انسان قائل نیست و معتقد است، هر کس خطایی را مرتکب می‌شود،‌ ریشه در نا‌آگاهی و جهالت او دارد. در مقابل این نظر، ارسطو معتقد بود دانایی تضمین‌کننده سعادت نیست و برای رسیدن به سعادت، اراده نیک نیز لازم است.

البته چنان‌که برخی از محققان نشان داده‌اند، سقراط در آثار گوناگون خود، دیدگاه‌های متفاوتی را در این‌ باره مطرح و ویژگی‌های دیگری را نیز به عنوان آرته اصلی ذکر کرده است.[١١١] با این حال، گرایش غالب در دیدگاه‌های او، بازگشت همه فضیلت‌ها به دانایی است. منسجم‌ترین تحلیل سقراط درباره ماهیت، تعداد و رابطه فضایل که به عنوان مبنای اخلاق فضیلت‌محور مورد استقبال دیگران قرار گرفته، در رساله جمهور ارائه


[١٠٨]. حدیث فضایل و اخلاق فلسفی، ص ١٣ تا ٣٦.

[١٠٩]. خاطرات سقراطی، ص۱۳۴.

[١١٠]. ر.ک: جمهور، ، ج۲، ص۸۱۹.

[١١١]. حدیث فضایل و اخلاق فلسفی، ص ١٣ تا ٣٦.