حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٧ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

روحیات آدمی با دستورات و هدایت‌های «عقل» جست‌وجو کرد. ارسطو نشانه وجود آن فضایل عقلانی و بازتاب آن در فضایل نفسانی را اعتدال در رفتار و احساسات می‌داند.

دیدگاه حکمای یونان و به‌ ویژه ارسطو، به عنوان مبنایی مستحکم در تعریف فضیلت‌های اخلاقی مورد پذیرش قرار گرفت و قرن‌ها در جایگاه نظریه‌ای بی‌رقیب، هر نوع نظریه‌پردازی در زمینه فلسفه اخلاق را تحت تأثیر خود قرار داد. مهم‌ترین اصلاحیه‌ای که در دوره‌های بعدی فلسفه‌ورزیِ مغرب‌زمین درباره این مبنا ابراز شد، از سوی پیروان کلیسا بود. وقتی دانشمندان مسیحی به سکولار بودن این فضایل و بی‌تفاوتی آن‌ها به ارزش‌های دینی پی بردند، تلاش کردند با افزودن برخی فضیلت‌های ایمانی، به اصلاح و تکمیل همان مبنا بپردازند. موفق‌ترین کوشش در این زمینه را افرادی چون توماس آکویناس انجام دادند. او فضایل را به دو نوع «اخلاقی» و «الهی» تقسیم کرد. از نگاه او، فضایل اخلاقی همان فضایل چهارگانه یونانی است که سعادت زندگی دنیوی را تأمین می‌کند، اما زندگی ایمانیِ کامل و رستگاری حقیقی، در گرو وجود فضایل سه‌گانه ایمان، امید و محبت است که وی آن‌ها را فضایل الهی می‌نامید و مکمل فضایل اخلاقی می‌شمرد. از نظر وی تنها به کمک این فضایل است که انسان می‌تواند رستگار شود و اراده الهی را محقق سازد.[١٢٤]

فضایل اخلاقی در نگاه دانشمندان مسلمان

همان‌گونه که در مباحث مربوط به معیار فعل اخلاقی اشاره شد، ترجمه آثار حکمای یونان به زبان عربی، دیدگاه‌ها و آرای فلسفیِ آن‌ها را مورد توجه دانشمندان مسلمان قرار داد و تأثیر فراوانی در فرهنگ،‌ اندیشه و تمدن اسلامی بر جای گذاشت. در میان مطالب گوناگون و فراوانی که از فلسفه یونان به فلسفه اسلامی انتقال یافت، موضوع فضیلت و نظریه حد وسط یا اعتدال، از جمله مسائلی است که بیش از سایر موضوعات مورد توجه و استقبال عالمان مسلمان قرار گرفت و بنیان‌های اصلی نظریه‌های اخلاقی آنان را شکل داد. این تأثیرگذاری به‌ حدی بود که نه‌ تنها فیلسوفان مسلمان، بلکه گرایش‌های فکری و علمی دیگر و حتی گروه‌های مخالف با فلسفه‌ورزیِ مصطلح را نیز در برابر این موج تسلیم کرد.


[١٢٤]. همان.