حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٣ - نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی

مرحله دوم تسلیم، دستورات خداوند متعال را مجدّانه پاس دارد و با عبادت و ترک گناه، ایمان خود را ثابت و ریشه‌دار کند، به مقام تقوا که مرحله‌ای دیگر از تسلیم است، نایل می‌شود. کسی که به این جایگاه دست یابد، به حدی از روشن‌بینی و مصونیت در برابر بدی‌ها می‌رسد که عملاً فردی معصوم به‌ شمار می‌رود. این همان نکته‌ای است که امام صادق× به بهترین شیوه آن را بیان کرده‌اند:

أَيُّمَا عَبْدٍ أَقْبَلَ قِبَلَ مَا يُحِبُّ اللَّهُ عَزَّ‌وَجَلَّ أَقْبَلَ اللَّهُ قِبَلَ مَا يُحِبُّ و َمَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَصَمَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَقْبَلَ اللَّهُ قِبَلَهُ وَ عَصَمَهُ لَمْ يُبَالِ لَوْ سَقَطَتِ السَّمَاءُ عَلَى الْأَرْضِ أَوْ كَانَتْ نَازِلَةٌ نَزَلَتْ عَلى‌ أَهْلِ الْأَرْضِ فَشَمِلَتْهُمْ بَلِيَّةٌ كَانَ فِي حِزبِ اللَّهِ بِالتَّقْوى‌ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ أَلَيْسَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ: (إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى مَقامٍ أَمِينٍ).[١٧٢]

۴. یقین

بالاترین مرحله تسلیم و برترین فضیلتی که می‌توان برای انسان تصور کرد، دست‌یابی به مقامی است که چیزی جز حقیقت نبیند و خواسته‌ای فراتر از آن نداشته باشد. آنچه در مراتب پایین‌تر تسلیم انتظار می‌رفت، این بود که انسان خواسته‌ها و امیال متعارض و ناهماهنگ با حقیقت را محدود سازد و با اراده و تلاش خود، یا به مدد عصمت الهی با آنچه نفسش می‌پسندد و اقتضای خودخواهیِ اوست مبارزه کند؛ اما اگر آدمی به حدی از تسلیم برسد که خواسته‌ها و امیال او نیز تابع حقیقت باشد و همان چیزی را بپسندد که حق اقتضا می‌کند، دیگر نیازی به مبارزه و تلاش برای غلبه بر خواهش‌های خود نخواهد داشت.

به تعبیر علامه طباطبائی(ره)، حال انسان در مرتبه سومِ تسلیم، حالت بنده مملوکی است که کاملاً تابع فرمان ارباب و مولای خود است و هر آنچه او بخواهد و بپسندد انجام می‌دهد تا وظیفه بندگی را به‌ خوبی ادا کرده باشد، ولی رابطه حقیقی میان خداوند عالمیان با مخلوقاتش، رابطه‌ای متفاوت و بسیار بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از این حد است، چراکه او مالک و مولایی است که هیچ کس و هیچ چیزی جز او مستقلاً وجود ندارد و هیچ صفت و هیچ فعلی جز از ناحیه او نیست.[١٧٣] اگر کسی این واقعیت بزرگ هستی را که حقیقت توحید است دریابد، برای خود و خواسته‌هایش ارزش و استقلالی در نظر


[١٧٢]. کافی، ج۳، ص۱۶۸.

[١٧٣]. المیزان، ج۱، ص۳۰۳.