حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٧ - بازشناسی شخصیت اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
و سکونی را فقط با «کنیه» نام میبرد. بنابراین، این سؤال باقی میماند که: سکونی نزد اهلسنت چند نفر است و مراد از عمل اصحاب به روایات سکونی، کدام یک از آنهاست؟
البته باید به این نکته نیز به صورت احتمال توجه داشت که به کلام شیخ از زاویه دیگری نیز میتوان نگریست؛ از آنجا که لقب سکونی و عامی بودن او مشهور بوده است، شیخ نیازی به بیان نام کامل سکونی ندیده است؛ بهخصوص اینکه اسم و لقب سکونی در روایات مختلف نقل شده است (چنانچه در اسامی سکونی گذشت)؛ لذا با این نگرش، تحلیل مزبور ضعیف میشود.
به این نکته نیز باید در کلام شیخ دقت داشت که شیخ بعد از ذکر کبری، چهار راوی را در جایگاه مصادیق آن ذکر میکند که از این چهار نفر، دو نفر(غیاثبنکلوب[٢٥٧]و نوحبندراج[٢٥٨]) شیعهاند؛ لذا با توجه به ادله مزبور، احتمال خطای شیخ در تطبیق کبری در سکونی نیز وجود دارد.
سوم و چهارم: وثاقت یا ضعف سکونی
عدهای از فقها مانند شیخ صدوق،[٢٥٩] علامه[٢٦٠] و شهید ثانی[٢٦١] سکونی را ضعیف دانسته، روایاتش را کنار گذاردهاند.
برای این مدعا ادلهای بیان شده است:
١. شرط عمل به خبر
یکی از شرایط عمل به خبر واحد، اثبات وثاقت راوی است و درباره سکونی از قدمای رجالیون توثیقی وجود ندارد؛ لذا همین مقدار برای حکم به ضعیف بودن روایات سکونی کافی است، چون وثاقت او ثابت نیست تا بتوان به این روایات عمل کرد؛ هرچند عدم وثوق به روایت به معنای تضعیف شخص راوی نباشد.
اشکالی که به این استدلال بر فرض قبول کبری (عدم وجود وثاقت، دلیل تضعیف روایات آن راوی است) وجود دارد، این است که اگر توثیق و تضعیف فقط از یک راه و آن
[٢٥٧]. همان.
[٢٥٨]. ر.ک: مجله حدیث حوزه، «پژوهشی در مذهب غیاثبنکلوب البجلی»، سال دوم، ش٣، ص٤٢.
[٢٥٩]. ر.ک: کتاب منلایحضرهالفقیه، ج٤، ص٣٤٥.
[٢٦٠]. ر.ک: منتهیالمطلب، ج٣، ص٦٥.
[٢٦١]. ر.ک: مسالک، ج١٥، ص٤٧١.