حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٣ - سبک زندگی معنوی و اجتماعی در سیره رضوی(ع)
از سوی مأمون مأموریت یافتم تا علیبنموسی (ع) را از مدینه به مرو بیاورم. مأمون به من دستور داد آن حضرت را از طریق بصره و اهواز و فارس به مرو بیاورم، نه از طریق قم، و اینکه با تمام وجود از آن حضرت مراقبت کنم؛ از این رو، در طول این سفر و در تمام این مدت، شبانهروز در خدمت آن حضرت بودم و لحظهای از او غافل نشدم. و به خدا قسم، مردی باتقواتر از ایشان ندیدم؛ او تمام اوقات به ذکر خدا مشغول و از خوف خدا به شدت هراسناک بود.[٤٩]
شرح حال راوی
رجاءبن ابیضحاک،[٥٠] خراسانی و اهل جرجرایا[٥١] و متولّی خراج در زمان مأمون، معتصم و واثق است، و علیبناسحاقبنیحیی در سال ٢٢٦ قمری او را به قتل رساند.[٥٢]
زمانی که مأمون تصمیم گرفت امام رضا(ع) را از مدینه به مرو احضار کند، رجاءبنابیضحاک را مأمور این کار کرد.[٥٣] وی در این سفر به شدت از امام(ع) مراقبت میکرد و لحظهای از آن حضرت غافل نمیشد. او با نگاه تیزبین خود تمام حرکات و سکنات آن حضرت را زیر ذرهبین داشت و کاملاً رفتار آن حضرت را رصد میکرد؛ از این رو، بسیاری از حالات امام(ع) در این سفر، از زبان او بازگو شده است.
وی در گزارش خود درباره رفتار امام رضا(ع) میگوید:
در هیچ شهری وارد نمیشد، مگر این که مردم از هر سوی روی آورده و مسائل دینی خود را از او میپرسیدند؛ به آنها پاسخ میگفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و علیبنابیطالب بیان میفرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم، نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار علیبنموسی در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را دیده بودم،
[٤٩] . «بعثني المأمون في إشخاص عليبنموسى(ع) من المدينة و قدأمرني أن آخذ به على طريق البصرة و الأهواز و فارس و لا آخذ به على طريق قم و أمرني أن أحفظه بنفسي بالليل و النهار حتى أقدم به عليه فكنت معه من المدينة إلى مرو فوالله ما رأيت رجلا كان أتقى لله تعالى منه و لا أكثر ذكرا لله في جميع أوقاته و لا أشد خوفا لله عز وجل منه»؛ ج١، ص١٩٤، ح٥.
[٥٠] . در بعضی اسناد «رجاءبنضحاک» ثبت شده که اشتباه است.
[٥١] . سمعانی در الانساب (ج٢، ص٤٢) ذیل عنوان «الجرجرائي» نوشته است: «بالراء الساكنة بين الجيمين المفتوحتين و راء أخرى بعدها، هذه النسبة إلى جرجرايا و هي بلدة قريبة من الدجلة بين بغداد و واسط».
[٥٢] . «رجاءبنأبيالضحاك الجرجرائي: من عمال الدولة العباسية، ولي ديوان الخراج في أيام المأمون، ثم ولي خراج دمشق في أيام المعتصم، فخراج جندي دمشق و الأردن في أيام الواثق و قتله في دمشق عليبنإسحاق عامل الواثق»؛ ر.ک: تاریخ دمشق، ج ١٨، ص١٢٢ـــــــ ١٢٤، ش ٢١٦٦؛ ج٤١، ص٢٥٦؛ تاریخ بغداد،ج٤، ص١٤١؛ الاعلام، ج ٣، ص١٧.
[٥٣] . ر.ک: سیراعلامالنبلاء، ج٩، ص٣٠٩؛ تاریخ یعقوبی، ج٢، ص٢٤- ٢٩.