جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
وَ عَسْقَلَانَ وَ الدَّيْلَمِ وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ الثُّغُورَ؟ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ فَإِنْ جَاءَ الْعَدُوُّ إِلَى المَوْضِع الَّذِي هُوَ فِيهِ مُرَابِطٌ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُقَاتِلُ عَنْ بَيْضَةِ الْإِسْلَامِ قَالَ يُجَاهِدُ قَالَ لَاإِلَّا أَنْ يَخَافَ عَلَى دَارِ الْمُسْلِمِينَ أَرَأَيْتَكَ لَوْ أَنَّ الرُّومَ دَخَلُوا عَلَى الْمُسْلِمِينَ لَم يَنبَغ لَهُم أَن يَمنَعُوهُم قَالَ يُرابِطُ وَ لَا يُقاتِلُ وَ إِن خَافَ عَلَى بَيضَةِ الاسلَامِ وَ المُسلِمِينَ قَاتَلَ فَيَكُونُ قِتَالُهُ لِنَفْسِهِ لَالِلسُّلْطَانِ لَأَنَّ فِي دُرُوسِ الْإِسْلَامِ دُرُوسَ ذِكْرِ مُحَمَّدٍ (ص)
(وسائل الشيعه ١٥/ ٢٩، ح ١٩٩٤٣؛ الكافى ٥/ ٢١، تهذيب الاحكام ٦/ ١٢٥)
«يونس» مىگويد مردى از امام رضا (ع)- در حالى كه من نيز در مجلس حاضر بودم- پرسيد: فدايت شوم، به مردى از دوستداران شما خبر رسيده شخصى شمشير و مركب در اختيار او مىگذارد تا در راه خدا جهاد كند. دوستانش به او خبرى مىدهند كه جنگيدن به همراه اين افراد جايز نيست و به او مىگويند: تجهيزاتى را كه از آن مرد گرفته، به او برگرداند.
امام (ع) فرمود: اين كار را بايد بكند و آنها را بايد به صاحبش برگرداند. مرد گفت: براى يافتن آن شخص رفته ولى او را پيدا نكرده است و به او گفتهاند كه او مرده است.
امام (ع) فرمود: حال كه چنين است در مرزهاى اسلام به مرزبانى بپردازد ولى نجنگد. گفتم: (در مناطقى) مانند: قزوين، عسقلان، ديلم و شبيه به آنها (كه اهل شركند) مرزبانى كند؟
امام (ع) فرمود: آرى.
آن مرد پرسيد: اگر دشمن به منطقهاى كه وى مرزبانى مىكند، حمله كرد او چه كند؟
فرمود: از كيان اسلام، دفاع كند.
گفت: يعنى جهاد كند؟ فرمود: نه، مگر اين كه خطرى خانه و كاشانه مسلمانان را تهديد نمايد. مثلًا اگر روم به سرزمين