جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢٣
١. به اسارت گرفتن ديده بان دشمن: ديدهبانها نقش حساس و تعيين كننده در سرنوشت جنگ دارند. آنان به منزله چشم و گ جهاد در آيينه روايت(ج٢) ٥٣١ كتاب هفتم: بحارالانوار وش سپاه هستند، كه با هوشيارى و دقت عمل، مىتوانند اطلاعات ذى قيمتى را به سپاه بدهند. از اين رو اميرمؤمنان (ع) در جنگ صفين به مالك اشتر دستور داد ديدهبان دشمن- به نام اصبغ بن ضرار- را به اسارت در آورد و مالك نيز اورا اسير گرفت.
الْأَصْبَغُ بْنُ ضِرَارٍ وَ كَانَ يَكُونُ طَلِيعَةً وَ مَسْلَحَةً فَنَدَبَ لَهُ عَلِيٌّ (ع) الْأَشْتَرَ فَأَخَذَهُ أَسِيراً ٢. مراقبت از اسير جنگى: اسير جنگى كه هنوز به پشت جبهه منتقل نشده و تخليه اطلاعاتى نگرديده بايد شديداً تحت مراقبت باشد به گونهاى كه امكان فرار از او سلب شود. بويژه اسيرى كه در جايگاه و مأموريت مهمى قرار داشته است. از اين رو مالك اشتر دست و پاى اسير خود را با طناب محكم بست و تا صبح مراقب او بود. و اميرمؤمنان (ع) به عمل او اعتراض نكرد.
وَ شَدَّ وَثَاقَهُ ...
٣. عدم جواز كشتن اسير اهل قبله: در جنگ با اهل قبله و بغات، اسيران كشته نمىشوند. اين سيره اميرمؤمنان (ع) بود. و سپاهيان خود را نسبت به اين حكم توجّه داده و تأكيد ورزيده بود.
فَإِنَّ أَسِيرَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ ... لَا يُقْتَلُ ٤. عدم جواز دريافت فديه براى آزادى اسير اهل قبله: يكى از راههاى آزاد كردن اسيران جنگى، گرفتن فديه (سربها) است، كه گرفتن آن براى آزادى اسيران بغات روا نمىباشد.
فَإِنَّ أَسِيرَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ لَا يُفَادَى اسيران:
مراقبت از جنگى ٢؛ عدم قتل اهل قبله ٣ اسيرگيرى:
ديده بان دشمن ١ ديدهبان:
اسيرگيرى دشمن ١ فديه:
اسيران اهل قبله ٤