روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩١٧ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٨ آذر ١٣٦٠ ١٢ صفر ١٤٠٢ ٩ دسامبر ١٩٨١
تربیت کنند؛ مشکلات کشور را گوشزد کنند. امروز دیگر ما عذری نداریم که بگوییم نمی توانستیم. امروز می توانیم همه کارها را بکنیم و البته محتاج به صرف وقت است، صرف طولانی وقت است و چون تکلیف است باید بکنیم.
مدرسین حوزه ها، خصوصاً حوزه علمیه قم، فضلای حوزه های قم و مشهد و سایر حوزه ها باید ترتیبی بدهند که این احتیاجی که در سرتاسر کشور به ملاّ هست، به مبلغ هست، به قاضی هست، این را رفع کنند. اگر الآن وضع قضا برخلاف یک موازینی که باید بشود - خدای نخواسته - انجام بگیرد، این عهده ماست که نگذاریم انجام بگیرد؛ به عهده علمای بلاد و علمای حوزه های علمیه است که نگذارند این طور بشود.
افراد بیایند در حوزه ها و بروند؛ باید رفت وآمد باشد. یک دسته معلم و مدرس ثابت و یک دسته های اکثریتی که وقتی که آمدند و کار خودشان را انجام دادند، خودشان را موظف بدانند که بروند در بین مردم، در یک جا متورم نشود و در یک جا هیچ. این طور نباشد که یک شخصی در حوزه هیچ نحو فعالیت نداشته باشد و مع ذلک، بماند. این به حسب وضع کشور ما مشروع نیست. امروز کسانی که کار خودشان را تمام کردند، تحصیل خودشان را تمام کردند، لکن در حوزه ها فعالیت تدریسی و فعالیت های تبلیغی و اینها ندارند، اینها باید بروند در بلاد دیگر که محتاج هستند و در آنجا ادای وظیفه کنند. ... اینها تکلیف دارند، تکلیف شرعی - الهی دارند که تبلیغ کنند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند. تحصیل وسیله است از برای تربیت... همان طور که تحصیل یک تکلیفی است. تبلیغ بالاتر است از او؛ تحصیل مقدمه تبلیغ است، مقدمه انذار مردم است. دانشگاه ها هم همین طور است. ما یک وقت چشم باز کردیم، ایران چشم باز کرد، دانشگاه چشم باز کرد، دید از آن اختناق بیرون آمده است. آن وقت یک دسته ای بودند که هر مطلب فاسدی را داشتند در دانشگاه به مغز جوان های پاک ما وارد می کردند و کسی هم حق نداشت یک کلمه بگوید، لکن حالایی که این اختناق فکری و اختناق عملی از بین رفته است عذری از برای دانشگاهی ها، روشن فکرها و اشخاصی که می توانند این دانشگاه را به طور صحیح اداره کنند، عذری نمانده است؛ جواب خدا [را] باید بدهند. باید در دانشگاه همان طوری که علوم مادی تدریس می شود، علوم معنوی [هم] تدریس بشود. باید آن امور انسانی، امور تربیتی به دست اشخاصی که بدانند تربیت اسلامی چه است و بدانند اسلام چه است، [تدریس بشود]. گمان نکنند بعض از این اشخاص که در اسلام راجع به جامعه چیزی نیست یا راجع به - فرض کنید که - امور تربیتی کم است. اسلام عمیق تر از همه جا و از همه مکتب ها راجع به امور انسانی و راجع به امور تربیتی [نظر] دارد که در رأس مسائل اسلام است؛ چنانچه امور اقتصادی دارد. ... کسانی که اطلاع از احکام اسلام ندارند، از اقتصاد اسلام ندارند، از فرهنگ اسلام ندارند، از علوم عقلی اسلام اطلاع ندارند، اینها می گویند که در اسلام نیست. خب! تو که اطلاع نداری، به چه مناسبت یک همچو حرفی می زنی؟ متخصص لازم است ... و همین طور ما در سابق، جماعت و جمعه، جماعت داشتیم، جمعه هم کمی داشتیم،