روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥١٣ - روزشمار جنگ شنبه ١٦ آبان ١٣٦٠ ١٠ محرم ١٤٠٢ ٧ نوامبر ١٩٨١
تدبیر سپاه این بود که هم زمان با اجرای مانور رخنه ای در جنوب کرخه و تک جبهه ای به خاکریز عصایی شکل، نیروهای تیپ امام حسین(ع) سپاه با عبور از مناطق صعب العبور رملی شمال منطقه با اجرای مانور احاطه ای به عمق منطقه نفوذ کرده، سپس با استفاده از این منطقه که عراق آن را عبورناپذیر می دانست و از آن غافل بود، حداقل از ٣ محور به جناح (پهلوی) یگان ها ی دشمن نفوذ کنند و هم زمان با حمله به خط اول و دوم دشمن، عقبه آنان را در تنگه چزابه مورد تهدید قرار دهند.
برخورد اولیه برخی فرماندهان ارتش با این پیشنهاد با تردید و دودلی همراه بود، لکن فرماندهان سپاه به ویژه حسن باقری باتوجه به تجربه موفقیت آمیز مانور احاطه ای محور دارخوین در عملیات ثامن الائمه(ع) که سبب دورخوردن ٣ رده دشمن در جبهه شمالی عملیات شد، تلاش وافری برای توجیه کردن آنان کرد و درنهایت آنان را متقاعد ساخت تا با حضور در منطقه درباره راهکار پیشنهادی سپاه توجیه شوند.
بازدید سرهنگ مسعود منفرد نیاکی، فرمانده لشکر٩٢ زرهی اهواز، (به همراه غلامعلی رشید، حسن باقری و سیدعلی حسینی) از منطقه رملی، موافقت وی و درنهایت پذیرش پیشنهاد سپاه را درپی داشت.
روایت غلامعلی رشید از سیر شکل گیری طرح سپاه به این شرح است:
«این راهکار صرفاً از فکر حسن باقری سرچشمه می گرفت و او ابتدا به گروه ها ی شناسایی لشکر١٤ امام حسین(ع) و گروه ها ی شناسایی منطقه٤ (خراسان) این راهکار ناشناخته را گوشزد کرد و خودش نیز چندین بار مسیر را با پای پیاده طی کرد و مرتباً نیز در طول مدت شناسایی پیشرفت کار را شخصاً بررسی می کرد و راهنمایی ها ی لازم را انجام می داد تا بعد از گذشت مدتی، کار به نحو احسن نتیجه داد و راه نمایان گشت. او پیداکردن این راهکارها را فرج خداوند می دانست. بعد از آن، در اولین جلسة بحث مانور، باقری راهکار پیداشده را که در نگاه اول به دلیل مشکلات زیاد و غیرمعمولی بودن پذیرفتنش سخت بود، پیشنهاد داد و برای استفاده از آن راهکار اصرار ورزید. تنی چند از فرماندهان ارتش نمی پذیرفتند و یا به سختی می پذیرفتند، ازجمله فرمانده تیپ زرهی لشکر٩٢ که در آن محور بود و سخت بود که بپذیرد. در پایان جلسه برادر باقری در جمعی کوچک تر با وی بحث کرد تا مطلب را به ایشان تفهیم کند و نهایتاً تاحدی افکارش را از ناامیدی خارج کرد.
مشکل مهم این فرمانده آن بود که دنبال گره مواصلاتی! دشمن می گشت. سؤال می کرد از برادر باقری که ما باید ببینیم گره مواصلاتی دشمن کجاست تا بتوانیم راهکارمان را بهتر انتخاب کنیم. برادر باقری گفت: گره مواصلاتی شیب و چزابه است و شما با استفاده از این راهکار این گره را فلج خواهی کرد. همان فرمانده اعتقادی به این نوع مانور [تک احاطه ای یک طرفه] نداشت و لذا بحث در قرارگاه به مناقشه ای در فضای بحث ها ی تخصصی عملیاتی کشیده شد.
حسن باقری پیشنهاد داد که سرهنگ نیاکی، فرمانده لشکر٩٢ زرهی، به همراه اینجانب و خودش از منطقه رملی و دیدگاه ها ی مسلط بر دشمن شناسایی به عمل آوریم و اگر در این شناسایی، فرمانده لشکر٩٢ به اطمینان رسید، طرح عملیاتی به تصویب برسد.[١]
اینجانب [رشید] به همراه حسن باقری شب به قرارگاه تاکتیکی لشکر٩٢ در شمال کرخه رفتیم و شب را آنجا خوابیدیم که صبح زود به منطقه موردنظر حرکت کنیم. صبح که برای نماز بلند شدیم، سرهنگ نیاکی را آماده درحالی که پوتین و لباس نظامی بر تن داشت جلو در قرارگاه مشاهده کردیم که قدم می زد.
بعد از نماز صبح، با یک دستگاه جیپ میول حرکت کردیم. گاهی که جیپ در رمل ها از حرکت می ایستاد - حسن باقری راننده بود - سرهنگ نیاکی ٥٨ ساله بلافاصله به پایین می پرید و خودرو را هل می داد. در طول مسیر هم برادر باقری مرتباً با لحنی که بر واقعیات و توکل برخدا آمیخته و مبتنی بود و با روحیه ای امیدوارکننده تشویق می کرد و بر راهکار پیشنهادی اش که نتیجه زحمات شبانه روزی برادران پاسدار بود، اصرار می ورزید.
بالاخره به دیدگاه ها رسیدیم. سیدعلی حسینی، مسئول شناسایی منطقه رملی، از روی زمین و حسن
[١] سرهنگ صیاد شیرازی این خاطره را بارها و بارها ذکر می کرد.