روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥١٤ - روزشمار جنگ شنبه ١٦ آبان ١٣٦٠ ١٠ محرم ١٤٠٢ ٧ نوامبر ١٩٨١
باقری از روی نقشه و زمین، دقیق توضیح می دادند و سرهنگ نیاکی با قرارگرفتن در دیدگاه با دوربین، تجهیزات و نوع آرایش دشمن را نگاه می کرد، وقتی به دیدگاه سوم که در عمق و مسلط بر منطقه عمومی تنگه چزابه بود رسیدیم، سرهنگ نیاکی پس از نگاه کردن به زمین منطقه غلتی زد و درحالی که پشت به رمل ها به حالت نیمه نشسته قرار داشت گفت: "برادر رشید من پذیرفتم!."
برگشتیم و شب به قرارگاه فرماندهی در اهواز رسیدیم. نتیجه شناسایی ها گزارش شد و سرهنگ نیاکی خطاب به سرهنگ صیاد شیرازی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، گفت: "قربان من قبول کردم مانور عملیات به این شکل که سپاه پیشنهاد می دهد موفق خواهد بود."»[١]
ضمیمه دوم گزارش ١: چگونگی احداث جاده پیروزی
درباره احداث جاده پیروزی در کتاب نبرد طریق القدس چنین آمده است:
«به دنبال تصویب کلیات طرح عملیاتی کربلای١ برای اجرا در منطقه دشت آزادگان، حدفاصل غرب سوسنگرد تا شهر بستان و تنگه چزابه و حاشیه هورالهویزه تا جناح شمالی رودخانه نیسان، نیاز به تدوین برنامه اجرایی جامعی، ضروری تشخیص داده شد. تهیه و تنظیم برنامه مدون نیازمند شناخت کامل دشمن، ازجمله ترکیب، استعداد، گسترش و قوت ها و ضعف های یگان ها و نیروهای عراقی بود. برای کسب اطلاعات و اخبار لازم از اردوگاه دشمن، تیم شناسایی زیر نظر حسن باقری از شهریور ١٣٦٠ تشکیل شد و مطالب مورد نیاز را به دست آورد. بر پایه اطلاعات به دست آمده از منطقه رملی شمال کرخه در حدفاصل جناح شمال شرقی دشمن و ارتفاعات میشداغ، مقرر شد که عملیات در این محور به شکل احاطه ای انجام شود، اما مشکل اصلی این بود که برای حضور نیروهای پیاده و زرهی در مکان مناسب به منظور آغاز حمله در منطقه رملی، احداث جاده تا نزدیکی نقطه رهایی ضرورت داشت، اما تا آن هنگام چنین چیزی وجود نداشت. به این منظور، پیشنهادهای گوناگونی ارائه شد که باتوجه به نیاز عملیات، اندیشه احداث جاده معروف پیروزی - که از آن با عناوین دیگری نظیر ابوذر و شهدا نیز یاد می شد - شکل گرفت تا به این وسیله امکان تردد رزمندگان اسلام با سهولت به عقبه دشمن فراهم شود.
برای طراحی و شروع عملیات، فرماندهان سپاه به دنبال یافتن راه حلی برای حمله غافل گیرانه به دشمن بودند، زیرا از استقرار دشمن در مواضع اشغالی، مدت نسبتاً طولانی می گذشت و دشمن با ایجاد میدان های متعدد مین و تقویت مواضع و استحکاماتش برای مقابله و دفاع ازهرجهت آماده بود. فرماندهان سپاه نیز از ماه های قبل همواره به دنبال یافتن مناسب ترین راه آزادسازی مناطق اشغالی بودند. دراین باره مهندس ابوالفضل حسن بیکی، یکی از مسئولان جهاد جبهه سوسنگرد، درباره تاریخچه احداث جاده پیروزی می گوید:
"یک روز برادر محسن [رضایی فرمانده کل سپاه]، ما [مسئولان جهادها] را خواست و گفت که بروید یک کاری کنید و یک راهی بین میشداغ و این منطقه [سوسنگرد] درست کنید به دلیل اینکه ما هر وقت می خواهیم این جبهه ها را برویم یا بخواهیم کمک برسانیم، باید حتماً بیاییم جاده اهواز، بعد برویم بالا و از آنجا بیاییم جاده میشداغ. به این دلیل بود که تقریباً ما چند ماه قبل از عملیات طریق القدس - برای اینکه فرصت زیادی داشتیم که ما - چندین نوبت با عرب های منطقه و شتر این منطقه صعده را رفته بودیم و همه مناطق را شناسایی کرده بودیم که از چه نقطه ای جاده بزنیم و این دو جبهه را به هم وصل کنیم."
مدت ها قبل نیز سرتیپ فلاحی، جانشین رئیس وقت ستاد مشترک ارتش، به دلیل وضعیت زمین منطقه گفته بود: "آزادسازی شهر بستان دارای اهمیت زیادی است و در شرایط موجود [به دلیل فقدان امکانات و راه های ارتباطی] امکان ندارد منطقه وسیعی را آزاد کرد."
یازدهم شهریور ١٣٦٠، بعد از عملیات و تصرف تپه سبز، یک جاده تدارکاتی از ارتفاعات الله اکبر به دامنه آن برای استقرار واحدهای توپخانه ارتش کشیده شده بود. این مسیر به نام جاده الله اکبر معروف شد که طول آن به ٧ کیلومتر و عرض آن به ٧ متر می رسید. تیمسار فلاحی قصد داشت جاده ای را که قرار بود از تنگه صعده واقع در ارتفاعات میشداغ به تپه های الله اکبر کشیده شود، به امتداد جاده تپه سبز متصل کند. مسیر کوتاهی از این جاده در تنگه صعده در میشداغ ساخته شد و با شهادت تیمسار ولی الله فلاحی در سانحه هوایی، این کار متوقف شد. البته جاده موردنظر شهید فلاحی یک جاده شمالی - جنوبی بود، از انتهای ارتفاعات میشداغ (نقطه ای به نام تنگه صعده) به طرف جنوب (ارتفاعات الله اکبر) - که تأثیر چندانی در عملیات
[١] سند شماره ٤١١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دست نوشته ها ی غلامعلی رشید درباره حسن باقری، ١٣٦١، صص ٢٥ و ٢٣ ؛ و- سند شماره ١٤٥٦ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: کنگره احیای تفکر و اندیشه حسن باقری، صص ٤ - ٣.