الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٦٤ - (٥٧) پديد كردن سبب نقصانها و شرّها كه آنجا افتد كه كون و فساد پذيرد
اين شرّها بر كمترين روى افتد و بيشتر خيرها [١] غالب بوند، چنانكه بيشترين [٢] كس تن درست بوند و اگر [٣] بيمار بود بيشترين آن بود كه بكمترين وقت بيمار بود، و هر شخصى چندان كه بتواند باقى ماندن بماند، و نوعها و آبادانى پيوسته باقى بود [٤].
و گفته آمده است كه اگر بودن [٥] و هستى فاضلتر نبود از نابودن، بايد كه اين همه اقسام نبوند، و اين قسم سپسين [٦] نيز نبود و از بهر آن شرّ و بدى كه چاره نيست از وى، واجب نيايد كه وى نبود، و آن همه نيكى از قبل آن بدى بهشته آيد، آنگاه بدى بيشتر بود كه نابودن از [٧] همه نيكيها بدى است [٨]، و اصل بدى نابودنست. نابودن ذات بدى ذات است و نابودن حالى [٩] نيك مر ذات را [١٠] بدى حال ذات است، و اندر يافتن نابودن حالى [١١] نيك و اندر بايست مر ذات را درد است و ترس از نابودن ذات آنجا كه [١٢] ترس شايد بودن بيشتر است از ترس نابودن نيكى آن ذات. پس نابودن آن [١٣] ذاتها كه ايشان بذات [١٤] نيكواند و از ايشان نيكى بيشتر است و پيوستهتر [١٥]، بتر [١٦] است از آن بديها كه
[١] مج، طم: چيزها.
[٢] مج، تم: بيشتر.
[٣] تم: و آنكه.
[٤] مج: ماند.
[٥] تم: بودند.
[٦] مج: سپستر.
[٧] تم، مل: آن.
[٨] مك ٢: بدى بود؛ عس: نابودن از همه نيكيهاى وى بود.
[٩] تم: حال.
[١٠] مج: يا.
[١١] طم: حال.
[١٢] مج (متن):- كه (در حاشيه افزودهاند).
[١٣] طم: از.
[١٤] تم:- بذات.
[١٥] مك ٢، مل: و پيوسته.
[١٦] مك ٢، س، عس، چه: بدتر؛ طم:- بتر.