الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٢٥ - (٨) پديد كردن آنكه مادّت جسمها از صورت خالى نبود و بوى بفعل بود
اندر وى پديد آيد اولاتر [١] نبود از جايگاهى ديگر زيرا كه تمام جايها بنسبت با او بيك طبعاند [١] كه اندر جمله جايگاه آن طبع بود چنانكه از جمله جايگاه زمين آنجا اولاتر [٢] بود كه صورت بوى برسد [٢] كه او را آنجا يابد [٣] يا [٤] بجايگاهى كه آمدن وى بدان جايگاه كه اندر وى پديد [٥] آيد [٦] از كل آن جايگاه اولاتر بود و الّا بهيچ جايگاه اولاتر نبود از ديگر.
(١- ٢) «كلمه «اولىتر» كه جماعتى پندارند كه چون در كلمه «اولى» معنى تفضيل و ترجيح هست لفظ «تر» با آن ضم كردن خطا باشد و نه چنانست، غاية ما فى الباب آن باشد كه مبالغتى بود بر مبالغت و چون در پارسى مىگويند به و بهتر و كلمه «به» خود متضمن معنى رجحان و اولويت است، چنانكه گويند: «اين به از آنست» و «بهتر از آنست» چرا نشايد كه گويند: «چنان اولىتر»؟ الا كه نسق كلام تازى باشد چنانكه گويند:
«طريق اولى اينست» چه درين موضع نگويند كه «طريق اولاتر اينست» و چون كلمه اولى بآخر افتد هرآينه آن را رابطهاى بايد تا سخن تمام شود، چنانك گويند:
«اولى اينست» يا «اين اولى است» يا «اين اولى باشد» و مانند آن و اگر گويند: «چنين اولى» و سخن قطع كنند، سخن پارسى تمام نباشد چنانك در تازى گويند: «فلان عالم» و «فلان غنى» اگر در پارسى گويند: «فلانى عالم» و «فلانى توانگر» سخن تمام نباشد، و الا كه گويند: «فلانى عالم است» و «فلانى توانگرست» و چون در پارسى گويند: «اين اولىتر» بكلمه رابطه احتياج نباشد، كه لفظ «تر» درين موضع مجوز سقوط حرف ربط است، اگر كسى در نظم و نثر گويد: «چنان اولاتر».
خطاء محض نباشد.» (المعجم فى معايير اشعار العجم. شمس الدين محمد بن قيس الرازى.
مصحح قزوينى- مدرس. تهران ١٣١٤ ص ٢٣٥).
[١] مج، مك ١، عس، تم، طم:- زيرا ... طبعاند.
[٢] مك ١: رسد.
[٣] تم، چه: بايد.
[٤] س، چه: تا.
[٥] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٦] تم:- يا جايگاهى ... پديد آيد.