الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٥٣ - (٥٤) پديد كردن آنكه چون اين جسمهاى گرد بيش از يكى بوند، بايد كه معشوق هر يكى بخواست چيزى ديگر باشد، و هر چند كه معشوق همه كه مشترك بود، واجب الوجود بود، و سببهاى ايشان بيش از يكى بايند
كه اندرين جسم پذيراى حركت مستقيم نبود نه بسبب طبع و نه بسببى [١] از بيرون، و چون اين جسمها را طبع مختلف است، نشايد كه از واجب- الوجود آيند همه، يا از آن چيز اوّل.
و نشايد كه جسمى از ايشان سبب جسمى بود نه از مايه و نه از صورت، زيرا [٢] كه مايه سبب پذيرفتن است مر صورت را اگر وى سبب كردن چيز [٣] ديگر [٤] بود تا [٥] جسم بمايه خويش چيزى پذيرد و هم بمايه خويش چيزى كند، اندر طبع مايه دو قوّت بود: قوّت [٦] پذيرفتن و قوّت كردن. پس قوّت كردن ديگر بود و قوّت پذيرفتن [٧] ديگر، و قوّت پذيرفتن مايه را از خودى خويش است از آن جهت كه وى مايه است.
پس قوّت كردن صورتى بود اندر مايه. پس فعل بصورت بود كه اندر مايه است نه از قوّت مايگى [١] [٨]. پس از جسم فعل نيايد از مايه بدان جهت جهت كه مايه مايه است، بلكه بدان جهت كه مر مايه را صورت است.
پس اگر از جسم [٩] جسمى آيد [١٠] آن از صورت جسم آيد نه از مايه جسم و از دو بيرون نبود آنگاه يا از صورت آيد بتنها [١١] يا از صورت آيد بميانجى مايه. اگر از صورت آيد بتنها [١٢]، بايد كه آن صورت را
[١] ماديت، ماده بودن.
[١] مك ٢، طم: بسبب.
[٢] مك ٢، طم: ازيرا.
[٣] مك ١: چيزى.
[٤] مل: دگر.
[٥] مك ١: يا، س، چه: با.
[٦] مك ١: بقوت.
[٧] چخ:- و قوت ... پذيرفتن.
[٨] مج، مك ١: تا يكى؛ س، چه: يا يكى.
[٩] مل: جسمى.
[١٠] مل:+ پس.
[١١] مك ٢، طم، مل: تنها.
[١٢] طم: تنها.