الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٥ - (٥) پيدا كردن ناراستى* مذهب پيشين از هر سه مذهب
(٥) پيدا كردن ناراستى* مذهب پيشين [١] [١] از [٢] هر سه مذهب
گمان نيست [٢] [٣] كه صورت جسم نه اين سه اندازه است كه آن پيوستگى [٣] است كه پذيراى آن [٤] توهم [٥] است كه گفتيم، و آن صورت پيوستگى است لا محاله كه اگر هستى جسم گسستگى [٤] بودى، اين ابعاد سهگانه را اندر وى نشايستى توهم كردن و پيوستگى ضدّ گسستگى است و هيچ ضدّ مر ضدّ را نپذيرد زيرا كه پذيراى چيز [٦] آن بود كه وى بجاى بود و چيزى را پذيرفته بود، آن [٧] چيز كه بجاى نبود چيزى را كه بجاى بود پذيرفته نبود و مىبينيم [٨] كه جسم پيوسته گسستگى همىپذيرد و پذيرايى [٩] گسستگى اندر پيوستگى نيست، پس اندر چيزى ديگر است كه آن چيز پذيراى هر دو است كه هم گسستگى پذيرد و هم گسستگى،
[١] مراد مذهب اول يعنى عدم تركيب جسم است. رك: ص ١٤ س ١٠.
[٢] گمان امروز بمعنى ظن استعمال ميشود ولى در قديم بمعنى شك نيز استعمال ميشده. شيخ نيز اينجا «گمان» را در (معنى) شك استعمال كرده چنانكه در شعر عنصرى:
هر كرا رهبرى كلاغ كند
بىگمان دل بدخمه داغ كند