الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٧ - (٦) پيدا كردن ناراستى مذهب دوم
پس هر يكى ازين دو كرانگين [١] چيزى را بساود [١] از ميانگين [٢] كه آن ديگر نساود پس اندر ميانگين [٣] دو جايگاه حاصل آيد، پس منقسم شود.
و اگر نه چنين بود كه ميانگين [٤] مر هر يكى را بهمگى بساود چنانكه يكى را از ديگر باز ندارد همه هر يكى اندر همه ديگر بود و جاى هر دو همچند [٢] جاى يكى بود آنگاه جاى دو بيش از آن يكى نبود كه جدا بايستد و يك اندر ديگر نشوند [٥]. پس هر دويى از اين جزوها كه گرد آيند مهتر از يكى نبودند و همچنين اگر ديگرى سوم با ايشان گرد آيد هم بدين صورت بود. پس اگر هزار هزار گرد آيند همچند يكى بوند و مردمان كه اين مذهب دارند نگويند كه ميانگين [٦] كرانگين [٧] را جدا ندارد بلكه گويند دو كرانگين [٨] يك از ديگر جدا بوند، كه دانستند كه اين محال ايشان را لازم آيد [٣].
برهان ديگر بر محالى [٩] اين مذهب- و هم كنيم كه پنج جزو بر يك رده [٤] نهادهاند:
و دو جزو يكى بر اين كنار نهى و يكى بر آن كنار نهى، و بيك اندازه جنبش ايشان را يك بديگر رسانيم تا فراز هم [١٠] آيند [٥]، شك نيست كه
[١] ساويدن، مماس شدن. رك: شفا. طبيعيات ص ٨٨- ٨٩.
[٢] مساوى، معادل.
[٣] رك: شفا. طبيعيات ص ٨٦.
[٤] صف.
[٥] فراز هم آمدن، گرد هم آمدن، جمع آمدن.
[١] مك ١: كرانگى.
[٧] مك ١: كرانگى.
[٨] مك ١: كرانگى.
[٢] مك ١: ميانگى.
[٣] مك ١: ميانگى.
[٤] مك ١: ميانگى.
[٦] مك ١: ميانگى.
[٥] س، تم، چه: بشوند.
[٩] مج، س، عس، چخ: محال.
[١٠] مج، مك ١، عس: فراهم.