الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧٢ - (٢٠) پيدا كردن حال ممكن الوجود
بكنندگى آن خواهى كه از وى چيزى آيد بشرط آنكه نبود، بلكه علّتى وى از جهت آنست كه از وى چيزى را هستى است، و امّا آنكه وى پيشتر نبود از جهت آنست كه وى [١] پيشتر علّت نبود. پس اينجا دو حال است چنانكه گفتيم: يكى آنكه او نبود سبب هست بودن [٢] چيز، و ديگر آنكه [٣] اندر آن وقت سبب است. پس پيشين حال اندر حكم ناعلّتى وى است نه اندر حكم علّتى، و دوّم حكم علّتى است، مثل آنكه كسى خواست [٤] اول تا چيزى ببود از آن چيزها كه بخواست وى بود، آنگاه بخواست، چون بخواست و توانايى [١] بود [٥] آن چيز موجود شد تا اندر آن وقت حق بود كه گويى: آن چيز موجود است، و علّتى وى از جهت آنست كه خواست حاصل است و خواسته حاصل شد [٦]، و امّا آنكه خواست حاصل شد و خواسته حاصل شد سپس آنكه نبود ورا، اندر آن هيچ اثر نيست كه آن خود چنانست و چنان بود، پس هست شدن چيز [٧] از علّت شدن ويست و هستى چيز از علّتى ويست و علّتى ديگر بود و علّت شدن ديگر، و هستى ديگر بود و هست شدن ديگر. پس علّت بودن برابر هست بودنست نه برابر هست شدن. پس اگر بكننده آن خواهى كه چيزى بوى هست شود نه آنكه چيزى بوى هست بود، كنندگى نه علّتى بود كه علّت شدن بود؛ و اگر كنندگى چيزى [٨] ديگر دارى [٢] و كننده شدن چيزى ديگر- و حقّ اين
[١] قدرت.
[٢] داشتن، فرض كردن، پنداشتن.
دانشنامه علائى. علم برين ٩.
[١] مك ٢:- وى.
[٢] چخ: هستى.
[٣] مل: دگر آنكه.
[٤] مل:
نخواست.
[٥] مل: بودن.
[٦] طم، مل:- شد.
[٧] چه: جز.
[٨] مل: چيز.