الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٨٢ - (٢٨) پيدا كردن آنكه واجب الوجود قديم است و اين همه چيزها محدثاند
بود [١]، يا برخويشتن گردند چنانكه مثلا «ا» علّت «ب» بود و «ب» علّت «ج» بود و «ج» علّت «د» بود، و آنگاه «د» علّت «ا» بود. پس اين همه بجملگى يك جمله معلول بود [٢] و ايشان را علّتى از بيرون بايد كه اين خود پديد [٣] شده است، و ديگر [٤] كه «د» مثلا [٥] علّت «ا» است [٦] و معلول معلول معلول [٧] «ا» و معلول معلول معلول [٨] «ا» معلول «ا» بود [٩]، پس يك چيز مر يك چيز را علّت و معلول بود، و اين محال بود [١٠]. پس هر معلولى بواجب الوجود رسند [١] [١١] و واجب الوجود يكى است. پس همه معلولات و ممكنات بيكى واجب الوجود رسند.
(٢٨) پيدا كردن آنكه واجب الوجود قديم است و اين همه چيزها محدثاند
هستى اجسام و اعراض و بجمله مقولات [١٢] اين عالم محسوس ظاهر است، و اين همه را ماهيّت جز انّيّت است كه اندر ده مقولات [٢] همىافتد [١٣]، و گفته بوديم كه اين همه ممكن الوجودند، و اعراض را قوام باجسام است و اجسام
[١] در دانشنامه هر جا فاعل با «هر» ذكر شده فعل بصيغه جمع آمده. رك، چخ ص مه و ١١٥.
[٢] آوردن معدود جمع براى عدد بالاتر از دو.
[١] مك ٢: واجب است.
[٢] مك ٢: بوده است.
[٣] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٤] مل: دگر.
[٥] مك ٢: مثلا د.
[٦] مك ٢: بود.
[٧] طم:- معلول (سوم).
[٨] طم:- معلول (سوم).
[٩] مك ٢: مثلا «د» علت «ا» بود و معلول معلول او معلول معلول «ا» معلول «ا» بود.
[١٠] طم، مل: است.
[١١] مك ٢، طم: رسد.
[١٢] طم، مل:- مقولات.
[١٣] طم: اوفتد.