الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٦٧ - (١٩) پيدا كردن آنكه واجب الوجود بهيچ چيز پيوند ذاتي ندارد
(١٩) پيدا كردن آنكه [١] واجب الوجود [٢] بهيچ چيز پيوند ذاتي ندارد
[١] نشايد كه واجب الوجود بخود، پيوند دارد بهيچ سبب، زيرا كه اگر بىسببى هستى وى بخود [٣] واجب بود، هستى وى نه از سبب بود، پس و را سبب پيوند نبود، و اگر بىسبب هستى وى واجب نبود، واجب الوجود نبود بخود.
و نشايد كه واجب الوجود را پيوند بود بچيزى كه آن چيز را پيوند بود بوى يك [٤] بديگر، زيرا كه اگر يك مر ديگر را سبب بوند، هر يكى بدان كه سبب ديگر است پيش از وى بود [٥]، و هستيش پيش از وى بود، و بدان كه آن ديگر سبب ويست [٦]، هستيش سپس وى بود. پس هستى وى هم پيش بود [٧] و هم سپس، و هستى ورا شرط بود هستى، كه نبود الّا سپس هستى وى، پس هستى وى هرگز نبود.
و اگر هر يكى مر ديگر را سبب نبوند و ليكن [٨] يكى را از ديگر، چاره نيست كه هر دو برابرند نه پيش و نه سپس [٩]، چنانكه برادر و برادر، ذات كه هر يكى بخود يا واجب بود يا نبود، و اگر بخود واجب بود نابودن ديگر چيز وجود ورا زيان ندارد. پس ورا با چيزى ديگر چنين پيوند نبود، و اگر نابودن ديگر چيز وجود ورا زيان دارد، پس وى بخود واجب
[١] رك: نجاة ص ٣٦٧.
[١] طم:- آنكه.
[٢] طم:+ كه.
[٣] مل:- بخود.
[٤] مك ٢:
يكى.
[٥] مل:+ و بدان كه آن ديگر سبب وى است.
[٦] مل:- و هستيش سبب ويست.
[٧] طم:- بود.
[٨] مج، مك ١: و لكن.
[٩] مج، چخ: پس.